مراحل تبدیل رویا به واقعیت

سلام عرض می کنیم خدمت دوستان عزیز و همراهان وبسایت آدام مرادی. آیا تا به حال شده هدفی یا رویایی در سر داشته باشید که همیشه آرزوی قدم گذاشتن در مسیر رسیدن به آن هدف را داشته باشید اما هرگز آن را شروع نکنید؟ به نظر شما دلیل این مشکل چیست؟ دوستان عزیز دلایل بسیار زیادی برای شروع نکردن وجود دارد برای مثال می توانیم به وسواس های کمال گرایی یا مثلا ترس از شکست اشاره کرد و همچنین باید بدانید که برای انجام هر کاری در دنیا سخت ترین قدم همان قدم اول است چرا که با توجه به قانون اینرسی برای به حرکت در آوردن یک جسم ساکن شما به نیروی بیشتری احتیاج دارید و اگر به خواهیم این قضیه را به انسان ها تعمیم بدهیم همان شروع کردن کار است که نیروی بسیار بیشتری احتیاج دارد که اکثر انسان ها توانایی انجام دادن آن را ندارند مگر اینکه مشکل را ریشه یابی کنند و قدم اول را بردارند. یکی دیگر از توقعات بیجا که ما انسان ها داریم این است که انتظار داریم کاری که قصد شروع کردن آن را داریم تا انتهای مسیر برای ما روشن باشد دوستان عزیز اجازه بدهید این مشکل را با یک مثال ساده برای شما حل کنیم. ماشینی را در نظر بگیرید که قصد سفر به یک شهری را دارد که در فاصلهی 300 کیلومتری شما قرار دارد آیا چراغ های این ماشین تمام طول 300 کیلومتر را در همان ابتدای مسیر روشن می کند؟ خیر. چراغ ها نهایتا توانایی روشن کردن 50 متر جلوتر از ماشین را دارند اما نکته اینجاست که خودرو هرچقدر جلوتر برود خوب به همان میزان چراغ ها 50 متر جلوتر را روشن خواهند کرد. دوستان مسیر اهداف نیز دقیقا همانند همین جاده است شما هرچقدر که در مسیر جلوتر بروید راه رسیدن به هدفتان روشن تر خواهد شد پس بدون هیچ ترسی رویای خود را به واقعیت تبدیل کنید. برای این کار توجه شما را به ادامه ی این مقاله ی آموزشی جلب می کنم.

آیا در راه رسیدن به رویا خود نمی‌دانید چگونه عمل کنید؟ آیا می ‌خواهید رویا شما، فقط تصویری مبهم باقی بماند؟ دوست دارید بدانید چگونه می‌توانید آن را به واقعیت تبدیل کنید؟ هر فردی رویاها و آرزوهای مخصوص خودش را دارد. شخصی رویای رسیدن به خانه و ماشین است. شخصی رویای مشهور شدن را در سر می‌پروراند یا شخص دیگری رویای داشتن یک زندگی با آرامش و سلامتی را دارد. مهم نیست که رویای ما چیست؛ مهم این است که چقدر برای رسیدن به آن رویا تلاش می‌کنیم و چه مقدار برایمان ارزشمند است. رویاهایمان به میزان تلاشی که برایش انجام می‌دهیم عمق پیدا می‌کند. باید سعی کنید تا رویاهای خود را هرچقدر هم که دست نیافتنی به نظر برسند به واقعیت تبدیل کنید. هرچقدر هم که شرایط دشوار و سخت باشد باید بتوانید به رویای بزرگ خود برسید تا در زندگی راضی و خوشحال شوید. اگر نتوانیم رویا بی‌شماری را که در سر داریم به واقعیت تبدیل کنیم، در ذهن داشتن و پرورش دادن آن‌ها چه سودی به حال‌مان دارد؟ شما فقط در دل‌تان آرزو می‌کنید که ای کاش کسی از راه سر برسد و به نجات‌مان بشتابد و اوضاع و احوال‌مان را به گونه‌ای تغییر دهد. تا ما بتوانیم به رویا خودمان برسیم. به نظرتان این اتلاف وقت و انرژی نیست؟ اگر هیچ وقت همچین کسی سر راه‌تان ظاهر نشود چه؟ تا کی می‌خواهید دست روی دست بگذارید و منتظر بمانید؟ شاید دوست دارید که در لاتاری برنده شوید یا معدن طلا پیدا کنید؛ بیایید با هم صادق باشیم؛ همه ما در نهان می‌دانیم که احتمال وقوع این مسائل در عمل و دنیای واقعی، بسیار بسیار اندک است.

اصلا سوالی که برای من پیش می‌آید این است که اگر خود شما انگیزه کافی برای محقق ساختن رویا را ندارید، چرا فرد دیگری باید به کمک شما بیاید؟ ناسلامتی دل شما باید بیشتر برای خودتان بسوزد؛ وقتی خودتان بی‌خیال همه چیز می‌شوید، چرا بقیه باید به خودشان زحمت بدهند؟ اما این دست روی دست گذاشتن تا به کی و کجا قرار است ادامه پیدا کند؟ شما که نمی‌توانید تا ابد همین طور هیچ کاری انجام ندهید و شاهد عبور لحظه‌ها و سال‌ها یکی پس از دیگری باشید.

اولین قدم

یکی از افسوس‌های بسیار بزرگ بسیاری از افراد در لحظات آخر عمرشان این بوده است که چرا هیچ وقت به دنبال تحقق آرزوها و زندگی رویایی خودشان نرفتند؛ شما استثنا نیستید؛ اجازه ندهید که این تجربه برای شما هم به حقیقت بپیوندد. از آنجا ادامه مسیر دیگر کاری ندارد. درست مثل روشن کردن ماشین یا به فضا پرتاب کردن یک موشک؛ درست است که برای غلبه بر سکون در ابتدای امر به انرژی زیادی نیاز است، اما به محض شروع حرکت، با کمترین انرژی می‌توان آن را حفظ کرد و آن ماشین یا موشک را در حال حرکت نگاه داشت.

می‌ خواهید شغل‌تان را ترک کنید و سراغ کار دیگری بروید؟ مطمئن باشید که می ‌توانید؛

می‌خواهید به دور دنیا سفر کنید؟ مطمئن باشید که می‌توانید؛

می‌خواهید زمان بیشتری را با فرزندان‌تان سپری کنید؟ مطمئن باشید که می‌توانید؛

می‌خواهید یک سخنران یا نویسنده معروف و موفق شوید؟ مطمئن باشید که می‌توانید؛

مهم نیست که هدف چیست؛ اگر نگاهی به اطراف‌تان بیندازید، افراد زیادی را خواهید یافت که در حال زندگی کردن زندگی رویایی شما هستند و این زندگی برای آن‌ها رویا نیست؛ بلکه واقعیت است. پس اگر این افراد توانسته‌اند، چرا شما نتوانید؟ در این مقاله، ما چندین قدم عملی را با شما در میان می‌گذاریم که می‌توانید با استفاده از آن‌ها زندگی فعلی‌تان را به زندگی رویایی بدل سازید.

اوضاع را آنگونه که هست نبینید

مهم نیست که در شرایط فعلی، اوضاع چگونه و چقدر پیچیده یا دشوار است؛ شما باید بتوانید خودتان و شرایط‌تان را آنگونه که باید باشد و دوست دارید باشد، ببینید. به اکنون توجه نکنید. اجازه ندهید که شرایط فعلی شما را از دیدن آینده مورد نظر و مطلوب‌تان باز دارند. این نکته، اهمیت بسیار زیادی دارد. شما باید بتوانید خودتان را از زنجیرهای واقعیت فعلی زندگی‌تان جدا کنید و برهانید و اوضاع را آن طور که دوست دارید، ببینید.

تغییر دادن اوضاع

هر چقدر هم که شرایط دشوار و سخت باشند، شما باید بتوانید خودتان را خوشحال، راضی، سرزنده، پویا و در حال زندگی رویایی خود ببینید. شرایط سخت و دشوار فقط برای شما روی نمی‌دهد. همه ما انسان‌ها به نوبه خود با چنین شرایطی دست و پنجه نرم می ‌کنیم. در آینده هم با آن‌ها مواجه خواهیم بود. با نظرات شما مخالفت خواهد شد؛ اوضاع، آن‌طور که پیش بینی و برنامه ریزی می‌کنید،‌ پیش نخواهد رفت. اما اگر بتوانید بینش و رویا از زندگی ایده‌آل خود را در ذهن‌تان حفظ کنید، در نهایت شجاعت لازم برای تغییر اوضاع و تحقق آن زندگی را پیدا خواهید کرد. پس، اوضاع را به گونه‌ای که اکنون می‌ بینید، نبینید.

تحقیق و مطالعه انجام بدهید

برای انجام هر کاری نیازمند دانستن علم و دانش مربوط به آن هستیم. حتی تلاش جهت تبدیل رویا به واقعیت هم نیازمند آگاهی از اطلاعاتی همچون مواردی که در مقاله فوق ارائه شدند، است. بنابراین تحقیق و مطالعه پیش از انجام هر امری الزامی و تضمینی برای موفقیت در آن می‌باشد.

روی ذهنتان کار کنید

می ‌دانید؟ بعضی اوقات ما بزرگ ‌ترین و بد ترین دشمن خودمان می‌شویم. بسیاری از بزرگان می‌گویند اگر ما از درون، با خودمان دشمنی نکنیم، دشمنان بیرون هیچ آسیبی نمی‌توانند به ما بزنند. وقتی که من می‌گویم باید روی درونتان کار کنید، منظورم تلاش برای تغییر و بهبود افکار درونی و احساسات‌تان است. افکار تخریب کننده‌تان را بشناسید؛ آن‌ها را به چالش بکشید. ببینید این افکار از کجا می‌آیند؟ منشاشان چیست؟ شما را به کدام سمت می ‌برند؟به تمامی افکاری که آن‌ها را به عنوان حقیقت زندگی و شخصیت‌تان پذیرفته‌اید، نگاه کنید و از خودتان بپرسید که آیا این تفکر، شما را به جایی که می‌خواهید بروید نزدیک‌تر می‌کند یا از هدف نهایی‌تان دور و دورتر می ‌سازد.

تاثیر افکار شما بر رویاهایتان زیاد است

تک تک افکارتان بروز بیرونی دارند؛ تک تک افکارتان، واقعیتی را در زندگی‌تان خلق می‌کنند. یک مثل قدیمی و باستانی می‌گوید: با دقت و هوشیاری زیاد مراقب قلب و احساسات‌تان باشید چرا که اوضاع و احوال زندگی‌تان را تغییر می ‌دهند. این یعنی اتفاقاتی که اطراف شماست، زندگی‌تان را نمی‌سازند. بلکه افکار درونی و احساسات‌تان است که واقعیت زندگی شما را شکل می‌دهد و باعث بروز آن اتفاقات در اطراف شما می‌شوند. این مثل باستانی از شما می‌خواهد که از افکارتان حراست کنید چرا که افکارتان زندگی‌تان را خلق می‌کنند. شما باید روی درون‌تان و افکارتان کار کنید.

مسئولیت پذیر باشید

تفکر شماست که شخصیت شما را تعریف می‌کند. به خاطر داشته باشید که اگر روی افکار نهانی و درونی‌تان کار نکنید، زندگی شما به همان شکلی که هست باقی خواهد ماند. افکار فعلی شما، شما را بدین جا رسانده‌اند؛ اگر از شرایط کنونی راضی نیستید، با تغییر و تحول افکارتان، شرایط را تغییر دهید. مسئولیت افکارتان را به عهده بگیرید.

مدیریت کردن افکارمان

برای این کار، باید ببینید که هر اندیشه و تفکری چه دستاوردی در زندگی‌تان داشته است؛ افکار و در نتیجه،‌ اقدامات خوب و صحیح نمی‌توانند نتایج بد رقم بزنند و به همین ترتیب، افکار بد هم نمی‌توانند نتایج خوبی به بار آورند. اصلا مهم نیست که افکارتان در حال حاضر، چقدر برایتان معنی و مفهوم دارند؛ مهم نیست که چند نفر دیگر مانند شما فکر می‌کنند و همین نظر را دارند؛ مهم نیست که این افکار چه احساسی به شما می‌دهند؛ اگر افکار و اندیشه فعلی‌تان شما را به جایی که در زندگی‌تان خواسته‌اید نرسانده‌اند، پس افکار خوبی برایتان نیستند. دیگر افکاری که هیچ سودی برایتان ندارند را تحمل نکنید. افکاری که شما را به همه جا، به جز مقصد نهایی‌تان، می‌رسانند را از خودتان دور کنید. افکار محدود کننده را با افکار قدرتمند جایگزین کنید.

حذف افکار منفی

ایده‌ها و تفکرات مثبت را در ذهن‌تان بکارید و افکار منفی را ریشه کن سازید. به خاطر داشته باشید افکاری که نتایج مثبت را در زندگی‌تان متجلی نمی‌کنند، افکار منفی محسوب می‌شوند. با دقت افکارتان را بررسی کنید و ببینید که هر کدام از آن‌ها تا به اکنون شما را به کدام سمت و سو برده‌اند. شما مسئول اندیشه‌تان هستید؛ این واقعیت را بپذیرید. تا زمانی که این حقیقت را قبول نکنید، نمی‌توانید اقدامات لازم برای ریشه کن کردن افکار منفی را انجام دهید.

از افکارتان محافظت کنید

از افکارتان در مقابل منفی گرایی محافظت کنید؛ با افراد منفی نگر همنشین نشوید. بسیاری از مردم فکر می‌کنند که کنترل افکارشان را در دست دارند اما حقیقت ماجرا این است که آن‌ها برده افکارشان هستند. شما باید زمان کافی برای بررسی و شناسایی افکارتان اختصاص دهید و هر گونه مقاومت درونی در مقابل آن‌ها را شناسایی و ریشه کن سازید تا بتوانید آن‌ها را با افکار سازنده جایگزین سازید. یادتان نرود که اگر بتوانید در ذهن‌تان خودتان را برنده ببینید، می‌توانید در دنیای اطراف‌تان هم آن را محقق سازید.

خودتان را در مدار پیام های مثبت قرار دهید

یکی از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانید برای تحقق رویا انجام دهید، این است که خودتان را در تجارب و داستان‌های مثبت و انگیزه بخش غرق کنید. برای این کار، بهتر است به صورت آگاهانه ذهن‌تان را با پیام‌های مثبت تغذیه کنید. به داستان‌های الهام بخش از افراد موفق، افرادی مانند جیم ران، لس براون و آنتونی رابینز یا حتی افرادی که توانسته‌اند زندگی مطلوب و رویایی شما را به واقعیت تبدیل کنند گوش کنید. در جستجوی داستان موفقیت افرادی همانند خودتان باشید که توانستند اوضاع مالی، شرایط جسمی و روابط خود را از همان نقطه‌ای که شما در این لحظه در آن قرار دارید، بهبود بخشند.

در خودتان احساس بهتری ایجاد کنید

سعی کنید روزی ۳۰ دقیقه از وقت‌تان را به مطالعه یا گوش دادن پیام‌های انگیزه بخش اختصاص دهید؛ این سرمایه گذاری اندکی برای رسیدن به خواسته‌تان است که می‌تواند انتظارات شما را دگرگون سازد. شما احساس بهتری خواهید داشت و با تقویت باورتان نسبت به خود و توانایی‌ها خود، می‌توانید اقدامات بیشتری هم انجام دهید.

کتاب های الهام بخش بخوانید

افراد زیادی پیش از شما توانسته‌اند خواسته‌های فعلی شما را برای خودشان محقق کنند و مسیرشان به سوی موفقیت را نیز در کتب مختلفی گردآوری کرده‌اند. تنها کاری که باید بکنید این است که این کتب را مطالعه کنید.

مطالعه این قبیل کتب، هوشمندانه‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید؛ دیگر نیازی به آزمون و خطا نخواهید داشت و فرمول دقیق رسیدن به مقصد نهایی‌تان را در اختیار خواهید گرفت. این عاقلانه‌ترین راه ممکن است.

از عادات افراد موفق الگوبرداری کنید

اکثر افراد موفق هفته‌ای حداقل دو کتاب می‌خوانند؛ به این ترتیب، در طی ده سال، بیش از ۱۰۰۰ کتاب خواهند خواند. اگر شما بتوانید هزار کتاب خوب و فوق‌العاده کاربردی مطالعه کنید، فکر می‌کنید چه تاثیری بر تفکر و اندیشه‌تان خواهید گذاشت؟ البته دقت کنید که من از شما نمی‌خواهم که در همین ابتدای کار، با مطالعه هفته‌ای ۲ کتاب کار را شروع کنید. قطعا انجام چنین کاری برای کسی که عادت به مطالعه ندارد، بسیار دشوار و حتی غیرممکن است. تاکید من بر این است که شما باید با افکار افرادی که پیش از شما موفق شده‌اند و به خواسته‌های شما رسیده‌اند، آشنا شوید و از تجارب ارزشمند و گران‌قدر آن‌ها بهره‌مند شوید. برای شروع، من پیشنهاد می‌کنم روزی ۳ پاراگراف از یک کتاب الهام بخش را مطالعه کنید. کم کم بر میزان آن بیفزایید. فکر می‌کنم مطالعه روزی ۳ پارگراف کار ساده‌ای باشد و همه تحت هر شرایطی از پس آن برآیند. فکر نمی‌کنم بیش از ده دقیقه از وقت‌تان را بگیرد. ضمن اینکه شما با انجام این کار، احساس بهتری نسبت به خودتان خواهید داشت چرا که در حال توسعه و گسترش توانایی ذهنی و قدرت فکری ‌تان هستید.

مربی زندگی

مربی نه تنها می‌تواند شما را در راستای تحقق رویا و اهداف‌تان پاسخگو شناخته و شما را نسبت به برداشتن قدم‌های ضرروی تشویق و ترغیب کند، بلکه به شما کمک می ‌کند تا تصویر بزرگ‌تری را که اکنون، به دلیل گیر کردن در شرایط فعلی‌تان، نمی ‌توانید ببینید، را به شما نشان دهد. هیچ گاه در درخواست کمک و مشاوره از یک مربی فردی یا حرفه‌ای احساس خجالت نکنید و اجازه ندهید احساساتی همچون غرور بی‌جا مانع از این کار شود. شما با این کار، لطف زیادی به خودتان خواهید کرد.

الگو برداری از افراد موفق

این افراد می‌توانند درهای بسته بسیاری را برایتان باز کنند. بسیاری از افراد موفق و سرشناس دنیای امروز هنوز هم از مربیان خصوصی‌ شان کمک می‌گیرند؛ حتما تایگر وودز را می‌شناسید؛ وی یکی از بزرگ‌ترین گلف بازان جهان است. جالب است که بدانید وی هنوز هم از مربی‌اش راهنمایی و کمک می‌گیرد. دلیل این امر چیست؟ وقتی این افراد در این سطح از مهارت و توانایی‌شان به نقش موثر مربی اذعان می‌کنند، چرا من و شما باید با غرور بی‌جا مانع از دریافت چنین کمک ‌هایی شویم؟

افراد موفق برای رسیدن به رویا و تبدیل آن به واقعیت چه کارهایی انجام می‌دهند؟ این افراد چگونه برنامه ریزی می‌کنند؟ چگونه می‌توانیم از مهارت‌های آن‌ها مطلع شویم؟ اگر در زندگی رویایی دارید و به رویایتان باور دارید نگذارید دیگران بر آن تاثیر بگذارند.

کسانی که خودشان کوته نظر هستند و در زندگی به چیزی که رویایش را داشته‌اند نرسیده‌اند، سعی می‌کنند شما را نیز در این راه متوقف کنند. نگذارید کسی به شما بگوید که نمی‌توانید. حتی نزدیکترین افراد زندگی شما نباید در این موضوع دخالتی داشته باشند زیرا اگر باور شما از بین رود دیگر کاری نمی‌توان انجام داد. برای رویایتان تلاش کنید و زمانی که به موفقیت رسیدید بگذارید دیگران در مورد موفقیتتان صحبت کنند. هرچقدر دیگران از شکست‌هایشان برای شما تعریف کردند اهمیت ندهید چون شما مانند آن‌ها شکست نخواهید خورد. به رویایتان پایبند باشید و با تمام توان ادامه دهید. هیچ وقت نگذارید دیگران برایتان تعیین کنند که شما قابلیت انجام چه کاری را دارید و چه کاری را ندارید.

با افراد موفق رابطه برقرار کنید

واقعا نمی‌دانم چطور می‌توانم به اندازه کافی روی این مورد تاکید کنم؛ همنشینان ما بسیار مهم هستند. درست است که ما می‌توانیم از کتاب و نوارهای آموزشی نکات بسیاری بیاموزیم، اما میزان یادگیری ما از این ابزار، محدود است. اما حشر و نشر با افراد موفق تغییرات فوق‌العاده‌ای در سیستم باورهای شما ایجاد می‌کند و متعاقبا، نتایج خارق‌العاده‌ای را هم در زندگی شما رقم خواهد زد. وقتی به زندگی افراد موفق نگاه می‌کنید، تجربه‌ای دست اول در اختیار خودتان قرار می‌ دهید. می‌توانید با قدم گذاشتن در جا پای آن‌ها، رویاهای خودتان را نیز محقق سازید. شما با معاشرت با افراد موفق، فقط می‌ توانید به سمت بهتر و بهتر شدن قدم بردارید و لاغیر.

کدام یک از افراد موفق مناسب من هست؟

برای پاسخ به این سوال، از خودتان بپرسید که چه کسانی در آن حیطه‌ای که شما قصد موفقیت در آن را دارید، در اوج قرار دارند. قهرمانان این رشته در دنیا چه کسانی هستند؟ امروزه، پیدا کردن قهرمان، درست همانند انجام یک سرچ ساده در گوگل، آسان است.

وقتی که این افراد را یافتید، از آن‌ها درخواست مصاحبه کنید و به آن‌ها نشان دهید که تشنه یادگیری و موفق شدن درست همانند خودشان هستید و برای موفق شدن مصمم‌اید. البته این را هم در نظر داشته باشید که اکثر این افراد، بسیار پرمشغله هستند و ممکن است همان بار اول به درخواست مصاحبه شما جواب رد بدهند. اما اجازه ندهید این مسئله، مانع کار شما شود.

مصمم باشید

سراغ قهرمانان دیگر بروید. تنها چیزی که نیاز دارید یافتن یک نفر است که به شما پاسخ مثبت بدهد و شما بتوانید با آن‌ها صحبت کنید، از آن‌ها بیاموزید و دلیل موفقیت‌شان را شناسایی کنید. به عنوان مثال، اگر فرد مد نظر شما یک سخنران حرفه‌ایی است، سعی کنید در سمینار بعدی‌اش حضور پیدا کنید و وی را حضوری ملاقات کنید. و اگر دفعه اول، جواب مطلوب‌تان را نگرفتید، مجددا این کار را انجام دهید تا به نتیجه برسید. به این ترتیب، به وی ثابت خواهید کرد که در این مسیر فردی مصمم و جدی هستید.

تسلیم نشوید

اگر بتوانید مدت زمان کافی با این افراد معاشرت داشته باشید، می‌توانید ذهنیت برنده آن‌ها را در خودتان پیاده کنید و شاهد نتایج فوق‌العاده در زندگی‌تان باشید. مطمئن باشید که این کار ارزش تمام زحمات و سختی‌های شما را دارد. در تلاش و جستجوی خود برای یافتن فرد موفق مورد نظر، سریع تسلیم نشوید. به ‌تلاش‌تان ادامه دهید. اکثر این افراد، در گذشته، همانند شما بوده‌اند.

دوست دارند میزان تعهد و سماجت شما را، قبل از سرمایه‌گذاری وقت و انرژی‌شان روی شما، بسنجند. مجدد تاکید می‌کنم؛ در جستجو و تلاش‌تان برای یافتن افراد موفق زود تسلیم نشوید.

همراه داشته باشید

خیلی خوب است که از یک سیستم یا گروه حمایتی جهت اطمینان یافتن و تضمین میزان تعهدتان در پیگیری اهداف و انجام اقدامات لازم در این راستا بهره‌مند شوید. یافتن یک همراه جهت پاسخگویی بسیار مفید است. آن‌ها شما را مسئول دانسته و خروج‌تان از مسیر اصلی را به شما یادآوری خواهند کرد. شما باید اختیار لازم را به این فرد بدهید تا زمانی که شما به تعهدات‌تان عمل نکردید، این مسئله را به شما تذکر دهند. ضمنا، شماره تلفن همراه‌تان را نیز به آن‌ها می‌دهید تا بتوانند در هر لحظه که احساس کنند، با شما تماس بگیرند و شرایط را بررسی کنند.

خوش قول باشید

وقتی که شما می‌دانید فردی که بسیار مورد تایید و احترام شماست، کارهای شما را زیر نظر دارد و قرار است علت رفتارها را به وی به صورت مفصل توضیح دهید، مطمئن هستم که تمام تلاش‌تان را به کار خواهید برد تا شرمنده وی نشده و از این بررسی‌ها سربلند بیرون بیایید. شما نمی‌خواهید که در نظر وی ضعیف و بی‌اراده جلوه کنید. اما وقتی که به کسی پاسخگو نباشید، سرپیچی کردن از قولی که به خودتان داده‌اید در واقع دور زدن خودتان، هیچ عاقبت بدی (دست کم در ظاهر) برای‌تان نخواهد داشت. از همین امروز، فرد مناسب را پیدا کنید و از وی درخواست کنید تا اقدامات شما را زیر نظر بگیرد.

تلاش کنید

همه افراد در ذهن خود آرزوها و اهدافی دارند که فقط تعداد اندکی هستند که به آن‌ها دست می‌یابند. دلیل آن مشخص است تنها آرزو کردن کافی نیست بلکه برای تبدیل آن رویا به واقعیت نیازمند برنامه ریزی و مهارت‌هایی هستیم که افراد موفق آن‌ها را داشته‌اند.

آیا در راه تبدیل رویا خود به واقعیت، افراد منفی باف مانع شما هستند؟ چگونه رابطه خود را با این افراد قطع کنیم؟ چگونه افرادی که بیشترین تاثیر را روی ما دارند بشناسیم؟ ‌در این قسمت به مقاله آخر از پنج مقاله رسیدن به رویاها و به واقعیت تبدیل کردن آن رسیده‌ایم. برای رسیدن به رویا باید یاد بگیرید که کسی جز شما مسئول زندگی‌تان نیست و نباید دیگران را مقصر چیزی بدانید. همانطور که اگر پیشرفتی می‌کنید خودتان را دلیل آن پیشرفت می‌دانید. همه چیز در دست شما است و شما هستید که می‌توانید خودتان را به جایی که رویایش را دارید برسانید. برای رسیدن به رویاها نیاز به جایگزین کردن دارید. اگر دوستانی دارید که مانع رسیدن شما به رویاهایتان هستند همین امروز آن‌ها را جایگزین کنید. اگر عادت بدی دارید که مانع پیشرفت شما در راه به واقعیت تبدیل کردن رویایتان است آن را با عادت خوب جایگزین کنید؛ و هزاران جایگزینی دیگر که برای هرکس نسبت به رویایش متفاوت است.

روابط خودتان را ارزیابی کنید

ذهن شما همانند یک اسفنج عمل می‌کند. با هر کسی که بیشتر وقت‌تان را بگذرانید، دقیقا شبیه همان می‌شوید. شما افکارتان را با آن‌ها به اشتراک می‌گذارید، احساسات‌تان را با آن‌ها در میان می‌گذارید، چیزهای مشابهی را دوست دارید و کارهای زیادی را هم با آن‌ها انجام می‌دهید. به همین دلیل هم درست مانند آن‌ها خواهید شد. اجازه دهید نتیجه تحقیقی که به مدت ۳۰ سال روی افراد چاق افراطی انجام گرفته است را با شما در میان بگذارم: این محققان دریافتند که دلیل اصلی اینکه این افراد دچار چاقی مفرط هستند این است که دوستان صمیمی و افراد نزدیک به آن‌ها، افرادی چاق یا در مرز چاقی هستند. اگر شما دوستی دارید که یا چاق است یا در معرض چاقی مفرط قرار دارد، ۴۱٪ تا ۱۱۶٪ احتمال دارد که شما هم، حتی اگر در ایالت و استانی دیگر هم زندگی می‌کنید، همانند این افراد دچار چاقی مفرط شوید. شاید باور کردنش برایتان دشوار باشد.

احتیاط شرط عقل است

ارتباط ذهن ما با اذهان دیگران بسیار قدرتمند است به طوری که اگر شما با افراد چاق و فربه در ارتباط باشید یا به آن‌ها گوش دهید، چه بخواهید چه نخواهید‌، احتمال چاق شدن خودتان را به شدت بالا می ‌برید. به همین دلیل است که شما باید در انتخاب افرادی که زمان و وقت‌تان را با آن‌ها سپری می‌کنید،‌ محتاط و آگاه باشید. رابطه و روابطی که انتخاب می‌کنید، تاثیرات شدیدی روی شما می ‌گذارند. لس براون، استاد انگیزه بخش می‌گوید:‌ اگر با ۹ فرد ورشکسته مراوده داشته باشید، من به شما تضمین می‌دهم که دهمین فرد ورشکسته، خود شما خواهید بود. عکس این مطلب هم دقیقا صادق است. اگر شما با ۹ فرد ثروتمند معاشرت کنید، شما هم در مسیر دوره ثروت قرار گرفته و دهمین فرد ثروتمند، خود شما خواهید بود. حال ببنید که ۵ نفری که بیشترین میزان وقت‌تان را با آن‌ها می‌گذرانید چه کسانی هستند؟ اگر در جواب دادن به این سوال مشکل دارید، تلفن‌تان را بردارید و فهرست تماس‌ها را چک کنید.

اهداف بی هدف را کنار بگذارید

دقت داشته باشید که افرادی که هدفی در زندگی ندارند و نمی‌دانند از زندگی‌شان چه می‌خواهند و افرادی که باور‌های منفی دارند و مدام از زمین و زمان شکایت و گله می‌کنند، نمی‌توانند دوست شما باشند. در واقع،‌ آن‌ها، هر چقدر هم که دوست داشته باشید روابط‌تان را با آن‌ها حفظ کنید، دشمن شما هستند. وقت‌تان را با این افراد هدر ندهید. آن‌ها شما را از مسیر اصلی‌تان دور و منحرف خواهند کرد؛ باعث می‌شوند زندگی‌تان تباه گردد. من نمی‌گویم که آن‌ها را از زندگی‌تان حذف کنید اما سعی کنید بیش از ده دقیقه از وقت‌تان را به آن‌ها اختصاص ندهید.

ارتباط خود را محدود کنید

دیگر مثل سابق، وقت آزادتان را با آن‌ها نگذرانید؛ هر ۵ دقیقه یک بار به آن‌ها زنگ نزنید تا ببینید که در حال انجام چه کاری هستند. مطمئن باشید آن‌ها به جایی نخواهند رسید. اگر هم نتوانید ارتباط‌تان را با آن‌ها محدود سازید،‌ شک نکنید که خودتان هم به جایی نخواهید رسید. روابط‌تان را مجدد بررسی کنید. روابط‌تان باید شما را بالا ببرند نه اینکه باری بر دوش شما باشند و شما را پایین نگه دارند. مطمئن شوید که افرادی که با آن‌ها حشر و نشر دارید، بر مشکلات و مسائل شما نمی‌افزایند و در عوض، به شما کمک می‌کنند تا افرادی بهتر و شادتر شوید. به تک تک اسامی موجود در دفترچه تلفن گوشی‌تان نگاه کنید و از خودتان بپرسید که رابطه با این فرد چه تاثیری روی من و چه فایده‌ای برای من دارد؟ آیا این رابطه مرا به هدفم نزدیک‌تر می‌کند یا برعکس، مرا از مسیر اصلی منحرف می‌سازد؟اگر دریافتید که این افراد به شما یا موفقیت‌تان آسیب می‌زنند سعی کنید بیش از ۱۰ دقیقه از وقت‌تان را با آن‌ها نگذرانید. اگر تاثیر منفی روی شما می‌گذارند، با آن‌ها قطع رابطه کنید. به خودتان لطف کنید و این افراد سمی را از اطراف‌تان بزدایید. اگر دیدید که این افراد در مسیر موفقیت به شما کمک می‌کنند، سعی کنید نوع کمک‌شان را شناسایی کنید. زمان آزادتان را با آن‌ها بگذرانید. از آن‌ها کمک و مشاوره بگیرید. خب؛ ۵ نفری که بیش از همه با آن‌ها ارتباط دارید چه کسانی هستند؟ در شناخت این افراد و انتخاب‌شان دقت کافی را داشته باشید، چرا که در سه تا پنج سال آینده شبیه آنان خواهید گشت!

برای قطع ارتباط با افراد سمی و بی‌هدف اطراف خود باید فن بیان خوبی داشته باشید تا بتوانید قصد خود را به درستی و به دور از ایجاد سوتفاهم بیان کنید.

فرایند تلاش برای تحقق یک رویا مانند این است که بخواهید به کمک GPS به یک مقصد برسید. اگر این دستگاه بداند کجا هستید و می‌خواهید به کدام نقطه برسید، از موقعیت شما و مقصدتان نقشه‌ای ارایه می‌دهد. مارک تواین می‌گوید: «برای رسیدن به هدف باید شروع کرد. برای شروع کردن باید کارهای پیچیده و دشوار را به چند کار آسان و کوچک تبدیل کرد. آنگاه برای انجام اولین کار آماده شد.» هنگامی که می‌خواهیم برای تحقق رویایمان برنامه‌ریزی کنیم، ابتدا باید چند موقعیت را مشخص کنیم:

ابتدا از خود بپرسید در حال حاضر کجا هستید؟(نه اینکه دوست داشتید کجا باشید یا دوست دارید به کجا برسید). باید در تعیین این موقعیت صادق باشید. اگر نسبت به موقعیت فعلی واقع‌بین نباشیم موفقیت غیر ممکن است.

در مرحله بعد مقصدتان را مشخص کنید. برای تعیین مقصد، این سوال را از خود بپرسید: هنگامی که رویایم تحقق یابد، چه می‌شود؟ موقعیت آینده مسیر درست را نشان می‌دهد و در ما انگیزه ایجاد می‌کند.

سپس این سوال را از خود بپرسید: برای آنکه از موقعیت فعلی به موقعیت آینده‌ام برسم، چه مراحلی را باید طی کنم؟ برای اینکار باید مجموعه‌ای از اهداف کوچک را درنظر بگیرید. اهداف مشخص و واقعی که در این مسیر برای خود تعیین می‌کنید، چگونگی رسیدن به مقصد نهایی را به شما نشان می‌دهند. اما هنگامی که مراحل خاصی را برای رسیدن به مقصد تعیین کردید، انتظار نداشته باشید این مراحل به سرعت و آسانی طی شوند. برنامه شما واضح و قابل فهم است اما زندگی و دنبال کردن رویاها پیچیده است؛ اما داشتن رویا، دانستن موقعیت‌ها و برنامه‌ریزی دقیق مراحل رسیدن به هدف کافی نیست شما باید کارهای دیگری را هم انجام دهید:

تفاوت میان رویا و افکار پوچ، کارهایی است که روزانه و به‌طور منظم انجام می‌دهید. جان راسکین می‌گوید «آنچه فکر می‌کنیم، می‌دانیم و باور داریم، نقش ناچیزی در تعیین نتیجه دارد. نتیجه اصلی را کارهایی که انجام می‌دهیم تعیین می‌کند.» برای آنکه به رویاییتان تحقق بخشید، باید…باید با انجام کاری این فرایند را آغاز کنید. همه انسان‌ها افکار، ایده‌ها و اهداف خوب و ارزشمندی دارند اما عده کمی از آن‌ها می‌توانند این دارایی‌ها را در عمل نشان داده و به نمایش بگذارند. در ابتدا فقط باید حرکت کنید. انجام کارهای مختلف را امتحان کنید. اگر هم نمی‌دانید دقیقا باید چه کاری انجام دهید، نباید دست روی دست بگذارید و هیچ‌کاری نکنید.

ما همیشه تظاهر به زندگی کردن می‌کنیم. ما منتظر هستیم شرایط تغییر کند، زمانمان بیشتر شود، کمتر خسته شویم و اوضاع بر وفق مرادمان پیش برود. اگر می‌خواهید به رویایتان تحقق ببخشید نباید اینگونه باشید. باید همین امروز کاری را انجام دهید که شما را به رویایتان نزدیک‌تر می‌کند. اگر به ورزش خاصی علاقه دارید، به محل تمرین آن بروید. اگر به تجارت علاقه دارید در همین مسیر پیش بروید. امروز با انجام چه کاری می‌توانید به رویایتان یک گام نزدیکتر شوید؟ شما نمی‌توانید به یکباره به رویایتان دست یابید. شما باید مراحل مختلفی را پشت سر بگذارید و تنها زمانی که برای طی این مراحل در اختیار دارید، امروز است.

حتما خوانده یا شنیده‌اید افرادی که به موفقیت‌های بزرگی دست یافته‌اند یا معلولانی که مدال طلای المپیک را به گردن می‌آویزند. علت پیروزی این افراد این است که استقامت و پشتکار هدفمند دارند. رمز موفقیت شما در برنامه‌ریزی امروزتان نهفته است. اگر هر روز یک کار مثبت انجام دهید، زودتر می‌توانید به رویایتان برسید.

هر چه در مسیر تحقق رویا‌، امکانات بیشتری وجود داشته باشد، شانس موفقیت بیشتر می‌شود. شاید رویای شما تالیف یک کتاب، مدال طلای المپیک با تاسیس یک شرکت بزرگ باشد. رویایتان هرچه که هست به امکانات نیاز دارید. چه امکاناتی در اختیار دارید؟ به چه مکان‌هایی دسترسی دارید؟ چه کسی می‌تواند به شما کمک کند؟ از این موارد فهرستی تهیه کنید. یکی از بهترین امکانات داشتن همراهان و یک گروه موفق است.

برای تحقق رویاهای بزرگ باید بهای زیادی را نیز پرداخت کرد. باید از انجام برخی از کارها دست بردارید. سخت‌ترین کار این نیست که از انجام کارهایی که به شما آسیب می‌رساند، دوری کنید. بلکه انجام ندادن کارهای درستی که آن‌ها را دوست دارید اما به شما کمکی نمی‌کند، دشوار است. حذف کارهای غیرضروری از برنامه روزانه کنی دشوار است، اما ارزش دارد. علت ناکامی بیشتر افراد در تحقق رویایشان این نیست که مشکلی حل نشدنی بر سر راهشان قرار می‌گیرد. بلکه به این خاطر است که انرژی‌شان را در انجام بسیاری از کارهای دیگر صرف کرده‌اند. برای تحقق رویایتان باید انجام کارهایی را که به شما کمکی نمی‌کنند، متوقف کنید.

مسیر تحقق هر رویا پر از مشکلات و چالش است، پس انتظار آن‌ها را داشته باشید. برای رویارویی با آن‌ها آماده باشید. همه افراد در رسیدن به رویاهایشان، شکست را تجربه می‌کنند؛ اما برای دست‌یابی به موفقیت، باید بر مشکلات غلبه کنید. وقتی شکست می‌خورید آن را با آغوش باز بپذیرید، تمام ابعاد آن را بسنجید و از آن درس بیاموزید. رویاها به آسانی و به سرعت به دست نمی‌آیند، بین حرف و عمل کفش‌های زیادی هست که باید پاره شود.

تحقیقات نشون میده کمتر از ۳ درصد از انسان‌ها، هدف‌هایی که تو زندگی دارند رو یادداشت می‌کنن. ما وقتی می‌خوایم بریم از سوپرمارکت خرید کنیم یادداشت برداری می‌کنیم. اما هدف‌هایی که داریم رو یادداشت نمی‌کنیم. عجیب نیست؟ با این وضع به نظرتون میشه توقع داشت به هدف‌هامون برسیم؟ تازه رسیدن به رویاها فراتر از رسیدن به اهداف هست.

چند وقت پیش این جمله رو شنیدم: «شما در هر صورت برای زندگی خود برنامه‌ریزی می‌کنید. اگر برای موفقیت برنامه‌ریزی نکنید، در واقع در حال برنامه‌ریزی برای شکست هستید». این جمله واقعا درست هست. وقتی که اهداف‌مون رو یادداشت نمی‌کنیم در واقع برای اون‌ها برنامه‌ریزی نمی‌کنیم. زمانی هم که برای رسیدن به اهداف‌مون برنامه‌ریزی نکنیم، در واقع داریم زندگی‌مون رو برای شکست خوردن برنامه‌ریزی می‌کنیم.

پس برای اینکه بتونیم به اهداف‌مون در زندگی برسیم باید اون‌ها را یادداشت کنیم و برای رسیدن بهشون برنامه‌ریزی کنیم. حالا چطور می‌تونیم رویاها رو به واقعیت تبدیل کنیم؟ برای تبدیل رویاها به واقعیت اول باید رویاها رو به اهداف زندگی‌مون تبدیل کنیم. گروه آموزشی پژوهشی فرشید پاکذات در ادامه این مطلب توضیح میده چطوری باید رویاها رو به اهداف تبدیل کنیم تا بتونیم اون‌ها رو به واقعیت تبدیل کنیم.

ارزش های خود را بشناسید

فرض کنید قرار هست یک هفته دیگه دنیا به پایان برسه. شما چه کارهایی انجام می‌دید؟ پاسخی که به این سوال می‌دید ارزش‌های شما در زندگی رو نشون میده. شاید وقتی به جواب‌تون نگاه کنید، ببینید که خیلی با ارزش‌هاتون فاصله دارید. بله خیلی از ما آدم‌ها اینقدر در زندگی روزمره گم می‌شیم که از ارزش‌های واقعی زندگی‌مون دورتر و دورتر می‌شیم در حدی که شاید اون‌ها رو فراموش کنیم. اما شمایی که دارید این مطلب رو می‌خونید حتما تصمیم دارید که زندگی‌تون رو تو مسیر رویایی قرار بدید. پس جواب سوالی که تو این مرحله باید از خودتون بپرسید رو یادداشت کنید. چون این اولین مرحله برای تبدیل رویاها به واقعیت هست.

به پایان زندگیتان فکر کنید

اجازه بدید کمی به پایان زندگی خودمون فکر کنیم. آدم‌هایی که به پایان زندگی‌شون نزدیک میشن و در مسیر رویاهاشون قدم برنداشتن خیلی افسوس می‌خورن. اما ما نمی‌خوایم اینطوری باشیم. ما دوست داریم وقتی به پایان زندگی‌مون نزدیک می‌شیم، برمی‌گردیم و به گذشته نگاه کنیم و از مسیری که اومدیم لذت ببریم. پس این سوالات رو از خودتون بپرسید و جوابشون رو یادداشت کنید. فرض کنید به پایان زندگی خودتون رسیدید. ببینید ۳ درس بزرگی که در زندگی یاد گرفتید چه چیزهایی بودند؟ چرا این درس‌ها تا این حد مهم بودند؟ توجه به جواب این سوال کمک می‌کنه در ادمه زندگی به این درس‌ها و همینطور درس‌های بزرگی که در آینده می‌گیرید بیشتر توجه کنید و خدایی نکرده در انتهای زندگی از بی‌توجهی به این درس‌های بزرگ افسوس نخورید. یه کم فکر کنید و ببینید برای چه کسی در زندگی خیلی احترام قائل هستید؟ حالا ۳ خصوصیت اون فرد که باعث میشه تحسینش بکنید رو بنویسید. این کار باعث میشه تلاش کنید که این خصوصیات رو در خودتون ایجاد یا تقویت کنید. اگه بتونید اینکار رو انجام بدید دیگه هیچ افسوسی در این مورد نمی‌خورید. فرض کنید به انتهای زندگی خودتون رسیدید. حالا نگاهی به خودتون بکنید و ببینید در بهترین حالت خودتون، چه کسی هستید؟ آیا از خودتون راضی هستید؟ می‌تونستید بهتر باشید؟ جواب به این سوال به ما کمک می‌کنه تا تلاشمون رو بکنیم تا به بهترین نسخه خودمون برسیم. فکر می‌کنید چه جمله‌ای باید روی سنگ قبر شما نوشته بشه تا شما رو به شکلی که واقعا بودید توصیف کنه؟ آیا واقعا از نوشته شدن این جمله روی سنگ قبرتون راضی هستید؟ اگه نه، باید تلاش کنید این جمله رو به جمله‌ای تبدیل کنید که ازش احساس رضایت داشته باشید.

ذهنتان را رها کنید

به خودتون اجازه بدید که تو رویاهایی که دارید رها بشید. به نظرتون فکر کردن به رویاها غیر منطقی هست؟ آقای جرج برنارد شاو که یکی از بزرگترین نمایشنامه نویسان تاریخ، منتقد ادبی و فعال سیاسی بودن و در سال ۱۹۲۵ برنده‌ی جایزه نوبل ادبی شدن جواب شما رو میدن: افراد منطقی خودشان را با دنیا تطبیق می‌دهند. افراد غیر منطقی سعی می‌کنند دنیا را با خودشان تطبیق دهند. پیشرفت بستگی به افراد غیرمنطقی دارد.

درست هست که انسان برای ادامه حیات باید بتونه خودش رو با دنیا تطبیق بده. اصلا قدرت تطبیق با دنیا یک از نشانه‌های هوشمندی هست. آدم‌هایی که به هیچ وجه نمی‌تونن خودشون رو با جامعه تطبیق بِدن به عنوان افراد ناهنجار در جامعه شناخته میشن. اما منظور آقای برنارد شاو اینه که اگر همیشه بخوایم خودمون رو با شرایط موجود هماهنگ کنیم، به هیچ پیشرفتی نمی‌رسیم. کسانی باعث پیشرفت میشن که به رویاها بها میدن و برای تبدیل کردن رویاها به واقعیت تلاش می‌کنن. اگه تصمیم دارید به رویاهایی که دارید اعتبار بدید و برای تبدلیشون به واقعیت تلاش کنید، یک فهرست از اون‌ها درست کنید. یادداشت کردن رو فراموش نکنید. با توجه به ارزش‌هایی که تو مرحله قبل یادداشت کردید، فهرستی از همه چیز تهیه کنید. چیزهایی که الان می‌خواید، چیزهایی که در گذشته می‌خواستید، چیزهای که فکر می‌کنید در آینده می‌خواید.

موفقیتتان را اندازه بگیرید

اندازه گیری موفقیت خیلی مهم هست. فرض کنید وظیفه شستن ۱۰۰ تا ظرف به عهده شماست. این کار زمان زیادی می‌بره و حوصله زیادی نیاز داره. چطور می‌تونید این کار رو تموم کنید؟ کاری که باید انجام بدید این هست که تو فاصله‌های زمانی یکسان یا حتی مختلف، تعداد ظرف‌هایی که شستید رو بشمارید. این یعنی اندازه گیری موفقیت. فرض کنید بعد از ۱۰ دقیقه نگاه می‌کنید و می‌بینید ۱۰ تا ضرف شسته شده دارید. همین به شما کمی روحیه میده. چون به هر حال ۱ دهم کار رو تموم کردید. حالا فرض کنید ۱۰ تا ظرف دیگه شستید و می‌بینید این کار رو تو ۷ دقیقه انجام دادید. حتما روحیه بیشتری می‌گیرید. به همین ترتیب هر هدفی که برای خودتون تعیین کردید رو باید اندازه بگیرید. برای اینکار سعی کنید نشانه‌ای پیدا کنید که نشون بده شما در مسیر هدفتون حرکت می‌کنید. اگه این نشانه طوری باشه که بشه با عدد رو رقم اندازه گیریش کرد خیلی بهتر هست. علاوه براین اندازه گیری موفقیت به شما کمک می‌کنه که انحراف از مسیر رو هم تشخیص بدید. پس تلاش کنید از قدم اول به فکر اندازه گیری موفقیت باشید تا بتونید رویاها رو سریع‌تر به واقعیت تبدیل کنید.

غلبه بر موانع

تا اینجا ارزش‌هایی که داریم رو شناختیم و تونستیم فهرستی از رویاهایی که می‌خوایم تبدلیشون کنیم به واقعیت تهیه کنیم. علاوه براین می‌دونیم باید دنبال معیاری باشیم برای اندازه گیری موفقیت. تو این مرحله باید به موانع راه فکر کنیم. باید از خودمون بپرسیم چه چیزهایی باعث میشه به سمت رویاهامون حرکت نکنیم یا از مسیر رسیدن به رویاها منحرف بشیم؟ و البته اون‌ها رو یادداشت کنیم تا حواسمون بهشون باشه. گاهی اوقات ما تمام کارهایی که تا حالا گفته شده رو انجام می‌دیم اما انگیزه لازم برای تبدیل رویاها به واقعیت رو نداریم. یکی از دلایل این حالت اینه که رویاهایی که یادداشت کردیم مال ما نیستن. اون‌ها رویاهای دیگران هستن. مثلا رویاهایی که پدر و مادر برای ما دارن و ما خودمون رو موظف می‌دونیم که اون‌ها رو به واقعیت تبدیل کنیم. بنابراین قبل از اینکه حرکت رو شروع کنید باید کمی فکر کنیم و ببینیم رویاهایی که یادداشت کردیم مال خود ما هستن یا نه؟

یکی از موانع دیگه برای تبدیل رویاها به واقعیت، انگیزه‌های پنهانی هست. فکر کنید ببینید انگیزه پنهانی برای حرکت نکردن به سمت رویاها وجود داره یا نه؟ اگر با فکر کردن به این سوال دچار شک و تردید شدید به خودتون تبریک بگید. چون تونستید ماها و شاید حتی سال‌ها در وقت و انرژی و عمر خودتون صرفه جویی کنید.

خط زمانی داشته باشید

فرض کنید شما الان ۴۰ سالتون هست و رویای شما اینه که صاحب خونه بشید. اگه یکسال دیگه رویای شما به واقعیت تبدیل بشه احساس موفقیت می‌کنید؟ احتمالا بله. اما اگر ۱۰ سال دیگه صاحب خونه بشید باز هم می‌تونید احساس موفقیت بکنید؟ شاید حتی اگه ۱۰ سال دیگه هم صاحب خونه بشید خیلی خوشحال باشید، اما قطعا نمی‌تونید مثل زمانی که یک ساله صاحب خونه شدید احساس موفقیت بکنید. بنابراین باید برای رسیدن به اهداف و تبدیل رویاها به واقعیت برنامه زمانی داشته باشیم. علاوه براینکه تعیین می‌کنید چه زمانی می‌خواید به کدوم رویاتون برسید، باید هر وقت به هر کدوم از اهداف‌تون رسیدید اون رو روی یک خط زمانی یادداشت کنید. این خط زمانی به مرور تبدیل میشه به راهنمای شما در جاده زندگی. می‌تونید هر از گاهی به این خط زمانی نگاه کنید و ببینید کجاها کند پیشروی کردید؟ کجاها عملکرد خوبی داشتید یا کجا زمان لازم برای تبدیل رویاها به واقعیت رو اشتباه تخمین زده بودید. اینطوری می‌تونید عملکرد خودتون رو بهینه کنید و آگاهانه‌تر قدم بردارید. با این روش کم کم می‌بینید که پیشروی‌تون در مسیر رویاها بهتر و سریع‌تر میشه.

منابع خود را یادداشت کنید

حتما تا حالا متوجه شدید که باید با زندگی قبلی خداحافظی کنید. در واقع برای تبدیل رویاها به واقعیت باید پاتون رو خارج از ناحیه امن بذارید. پیشنهاد می‌کنم این مقاله درباره خروج از ناحیه امن رو مطالعه کنید: «۱۰ گام تا موفقیت با خروج از ناحیه امن – موفقیت پشت درها در انتظار شماست»برای اینکه در خروج از ناحیه امن موفق عمل کنید باید از تمام منابعی که در اختیار دارید استفاده کنید. یادداشت کردن منابع به شما کمک می‌کنه منابعی که خارج از ناحیه امن هستند رو هم در نظر بگیرید.

اقدام کنید

اگه دقت کرده باشید تا حالا فقط در حال فکر کردن و یادداشت کردن بودیم. با فکر کردن و یادداشت کردن نمی‌تونیم رویاها رو به واقعیت تبدیل کنیم. هر چند برای یک شروع قدرتمند ۷ مرحله قبل الزامی هستند، اما بدون اقدام و عملی کردن فکرها و چیزهایی که یادداشت کردیم به هیچ چیز نمی‌رسیم. فکر کردن به رویاها باعث میشه برای اقدام و عمل انگیزه بدست بیارید. اما این تعهد به اهداف هست که باعث میشه اتفاقات خوب تو زندگی برامون پیش بیاد. تعهد شما مثل آهنربایی عمل میکنه که چیزهای خوب رو به سمت شما میکشه. پس همین حالا دست به کار بشید و در مسیر رویاهاتون گام بردارید.

امیدواریم که این مقاله (مراحل تبدیل رویا به واقعیت) برای شما مفید واقع شده باشد در صورت تمایل این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید تا هم دیگران از این مطالب استفاده کنند و هم با این کار از ما حمایت کنید و به ما انگیزه بدهید با سپاس فراوان تا مقاله ی بعدی بدرود.