مواردی که در جامعه ی امروزی مخرب هستند

سلام دوستان عزیز و همراهان گرامی امیدواریم که همیشه شاد و پیروز باشید. آیا تا به حال به این موضوع دقت کرده اید که بعضی اوقات حتی خودتان توانایی توجیه کردن بعضی از رفتار های خودتان را ندارید؟ دلیل این قضیه چیست؟ آیا شما بدون آگاهی این رفتار ها را از خودتان نشان می دهید؟ امروز قصد داریم تا مواردی را که جامعه ی امروزی به شما القا کرده و شما به صورت ناخودآگاه و فقط به دلیل اینکه احساس نیاز می کنید اطاعت می کنید را به شما معرفی کنیم تا با یک دید بازتر بتوانید از این تله فرار کنید و زندگی بهتری را برای خودتان بسازید پس تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.

جامعه مدرن امروزی، چه ما از بودن در آن خوشحال باشیم یا نباشیم ، بسیاری از برداشت های ما را شکل می دهد. ما حتی متوجه نیستیم بسیاری از چیزهایی که دوست داریم و برای بدست آوردنشان در زندگی تلاش می کنیم ناشی از ساختن احساس نیازی است که جامعه به ما تزریق کرده است. اما مشکل آن است که بسیاری از نیازهای روان شناختی ای که جامعه به ما تحمیل می کند بیش از حد بزرگنمایی شده اند. ما درگیر این توهم هستیم که تامین این نیازها ما را شاد و خوشحال خواهد کرد اما در واقعیت هیچ گاه احساس رضایت مندی نداریم. براستی چرا ما اینگونه هستیم؟ چون چشم انداز غلطی داریم. با هم نگاهی به برخی از این توهمات می ندازیم.

احساس مدیر بودن

همه عاشق این هستند که مدیر باشند. مدیریت یک نقش داینامیک است که که در ارتباط با قدرت، اعتماد به نفس و موفقیت می باشد. فرهنگ رایج مرتبا تصویر با شکوه یک مدیر را به خورد ما می دهد، ما تصویر مدیران را در تلویزیون و سینما می بینیم. این مردان شجاع دنیا را از خطرات احتمالی نجات می دهند و زنان با اراده رویاهایشان را به واقعیت تبدیل می کنند. اما واقعیت آن است که همه ی ما قرار نیست مدیر باشیم. هر کسی برای هدفی در زندگی آفریده شده است. اگر شما علاقه یا نیازمندی های یک مدیر را برای رهبری یک تیم ندارید، به این معنا نیست که در زندگی شکست خورده اید. بلکه به این معناست که ماموریت شما در زندگی در جای دیگری شکل خواهد گرفت. شاید شما به دنیا آمده اید تا به دیگران تعلیم داده یا خانواده ای خوب تشکیل بدهید. شاید ذهن علمی داینامیک و یا خلاقیت و استعداد های پنهان زیادی دارید. لازمه ی هیچ کدام از این موارد آن نیست که شما مدیر باشید. روش های بسیار زیادی برای پیدا کردن معنای زندگی و کار کردن در جهت هدفی والاتر وجود دارد. رهبری کردن دیگران یکی از این روشها می باشد. مدیر بودن یکی از ایده آل هایی است که در جامعه ی ما بیش از حد به آن بها داده شده است.

داشتن احساس مالکیت

با آنکه کار کردن و تلاش برای تامین زندگی ایرادی ندارد اما جامعه ما در این زمینه بزرگنمایی کرده است. به نظر می رسد دستیابی به چیزهای بیشتر یکی از مهمترین دستاوردهای زندگی است که همه ما باید برای آن تلاش کنیم. برای ارتقاء شغلی سخت تلاش کنید تا بتوانید خانه ای بزرگتر بخرید. اکنون می توانید یک ماشین گران قیمت تر ، تعطیلات در یک هتل لوکس و لباس های مارک دار خریداری کنید. الگوی بالا الگوی آشنایی است که بسیاری از مردم بر اساس آن زندگی می کنند. با آنکه میل به داشتن راحتی در زندگی کاملا طبیعی است، اما آیا لباسهای مارکدار و تفریحات لوکس شما را شادتر می کند؟

چیزی که جامعه ی مادی ما نمیخواهد متوجه آن شویم آن است که شادی حقیقی در لذات ساده است. اگر زندگی تان رضایت بخش نباشد مهم نیست هتل اقامتتان چند ستاره باشد یا لباستان چقدر گران قیمت باشد . مطالعات متعدد نشان می دهد که دارایی های مادی باعث خوشبختی شما نمی شود.

نیاز به داشتن چیزهای مختلف در زندگی میلی طبیعی برای مقایسه کردن خود با دیگران است. ما نمی خواهیم از اطرافیان خود کمتر موفق باشیم و جامعه از ناامنی های ما برای تشویق مان به صرف هزینه های غیرضروری استفاده می کند. بنابراین وقتی همسالان خود را می بینیم که بیشتر از ما بدست آورده اند احساس شکست می کنیم و منتقد درونی مان در گوشمان زمزمه می کند که :

او همسن من است و برای خودش خانه دارد. آیا من از او کمترم؟همه ما در چنین الگوهای فکری ای اسیر شده ایم. این تاثیر شرطی سازی های اجتماعی است. اما واقعیت آن است که تا زمانی که با شرارت درونی خود روبه رو نشوید، همچنان احساس شکست خواهید کرد. و هیچ مقدار دارایی شما را از توهم ناکافی بودن بیرون نمی آورد.

احساس خوب بودن

خوب بودن یکی دیگر از مواردی است که در دنیای امروزی بزرگنمایی شده است. صمیمی بودن، گفتگوهای خودمانی و گفتن کلیشه های اجتماعی جزو مهمترین مهارتهای ارتباطی هستند که فرد میتواند داشته باشد. بدون این مهارتها، حرکت رو به جلو در زندگی دشوارتر است. نکته کلیدی در این زمینه دیده شدن است. صمیمی بودن یا اهمیت دادن به دیگران مهم نیست، فقط خوب نشان دادن خود مهم است. شما ممکن است آدم خوبی به نظر برسید اما این بدان معنا نیست که فرد مهربانی هستید. مثلا ممکن است از همکارتان که گپ و گفتی دوستانه با او دارید متنفر باشید. از آنجایی جامعه ما علاقه وافری به تاکید کردن بر روی موضوعات سطحی دارد، به خوب بودن بیشتر از مهربان بودن بها می دهد. بنابراین تعجبی ندارد که افراد جامعه ما توسط چیزهایی چون انتخاب کلمات و زبان بدنی رنجیده می شوند. آنها از سن بسیار کم ریاکار بودن را می آموزند. بسیاری از افراد صداقت را از دوستی ریاکارانه توهین آمیزتر می دانند.

شهرت

خواست مشهور بودن بر پایه ی نیاز طبیعی ما به گرفتن تایید از جامعه می باشد که در مورد تمام انسان های روی کره ی زمین صدق می کند. ما در کودکی و نوجوانی به دنبال کسب تایید همسالانمان هستیم. می خواهیم در جمع های اجتماعی پذیرفته شویم و در نتیجه نهایت تلاشمان را می کنیم تا شبیه معروفترین اعضای گروه به نظر برسیم و عمل کنیم. اما به کمک شبکه های اجتماعی، این بازی به تمام رده های سنی سرایت کرده است. خواست لایک گرفتن، طاعون دنیای مدرن امروزی شده است. این رفتار در حالی که برای یک نوجوان بسیار طبیعی است، برای یک فرد بزرگسال آسیب رسان است و نتایج معکوسی به دنبال دارد. دوران نوجوانی خود را به خاطر می آورید؟ در آن زمان همسن و سالهای معروف ما اعتماد به نفس بالایی داشتند. آنها شیک ترین لباسها را می پوشیدند و جالبترین سرگرمی ها و بهترین سلیقه را در انتخاب موسیقی داشتند. آنها با تمام بچه های مدرسه دوست بودند. و ما چه متوجه بودیم یا نه، به شدت در تلاش برای شبیه شدن به آنها بودیم. اما مشکل آن است که ما با هم متفاوتیم. و تلاش کردن برای شبیه شدن به فردی دیگر بی نتیجه است. با این کار نه تنها وقت و انرژی خود را تلف می کنید بلکه از هدف اصلی خود در زندگی دور می شوید. واقعیت آن است که خواست ما برای دوست داشته شدن توسط همگان به جهت افزایش مصرف گرایی، توسط جامعه امروزی ترویج می شود. اگر ما کاملا نسبت به معروف شدن در جمع اطرافیانمان بی تفاوت بودیم، دنباله روی الگوهای مد نبوده و وسایل بی مصرف را خریداری نمی کردیم.

افراد درونگرا بیش از سایرین با این موضوع در کشمکش هستند. در جامعه ما داشتن جمع دوستانه بزرگ و تلاش برای شناخته و معروف شدن طبیعی است. وقتی علاقه کمی به فعالیتهای گروهی و آشنایی با افراد جدید داشته باشید، ممکن است احساس کمبود کنید – چرا که از نظر شما این موضوعات بزرگنمایی شده و به اندازه کافی ثمرده نیستند.

دوست دارید سرتان شلوغ باشد.

داشتن پیشرفت شغلی هدف مهمی در زندگی است. اما برخی افراد هستند که علاقه ای به گرفتن ترفیع شغلی و درامد بیشتر ندارند زیرا این موضوعات سطحی به اندازه کافی آنها را راضی نمی کند. آنها معنای زندگی را در پدر و مادری خوب بودن، زندگی در هماهنگی با طبیعت، و یا مشارکت در کارهای خلاقه می دانند. جامعه در این افراد احساس بی کفایت بودن ایجاد می کنند. رسیدن به موفقیت شغلی یکی از دستاوردهای کلیدی در زندگی تلقی می شود و بدون آن هر چیز دیگری کافی نیست. تاکنون چند کتاب درباره بازدهی و مدیریت زمان نوشته شده است؟ به نظر می رسد مشغله داشتن ِتمام وقت نشانه ای از یک شخصیت توانمند و جاده ای یک طرفه به سمت موفقیت در زندگی است. اما آنچه فراموش می کنیم آن است که تعریف موفقیت برای هر کسی متفاوت است . درست مانند تعریف شادی یا عشق. ما درون قالبهای یکسانی که جامعه برایمان ساخته است جا نمی گیریم. و ضرورتا لازم نیست در رقابت سخت برای امرار معاش شرکت کنیم تا موفق شویم.

دوست دارید کامل باشید.

خواست کامل بودن از نیاز ما برای معروف بودن و بهتر بودن از دیگران ناشی می شود. این خواست نیز یکی دیگر از حقه های روان شناختی است که توسط صنعت مد و زیبایی استفاده می شود و از حس عدم امنیت درونی ما ناشی می شود. چند نفر از ما از شکل ظاهری خود رضایت دارد؟ اکثر ما از قیافه خود انتقاد می کنیم و جامعه مصرف کننده از این عامل علیه ما استفاده می کند. ما صورتهای زیبای بی شماری را در صفحه اینستاگرام خود می بینیم که همگی با فتوشاپ، آرایش و جراحی ایرادتشان را پوشانده اند. این صورتها به قدری بی نقصند که قابل تشخیص از چهره واقعی نیستند. چیزی که صنایع آرایشی و کلینیک های جراحی پلاستیک میخواهند ما فراموش کنیم آن است که نقایص ما باعث منحصربفرد شدنمان می شوند. اگر این نقایص را نداشتیم شبیه به مانکنهای داخل فروشگاه می شدیم. صورتها همگی زیبا اما در عین حال بی روح و شبیه به همند.

نیاز به بی عیب و نقص بودن به ظاهر فیزیکی محدود نمی شود. این موضوع به نیاز برای داشتن یک زندگی کامل، خانواده بی عیب و نقص و والدینی تمام عیار نیز کشیده شده است. شبکه های اجتماعی این نیاز روان شناختی ما را به شدت تحریک می کنند. گاهی اوقات به نظر می رسد مسابقه ای آنلاین برای پیدا کردن کسی که بهترین زندگی را دارد، برپا شده است. اما نکته ناراحت کننده آن است که در اکثر مواقع آن پستهای بسیار زیبا در شبکه های اجتماعی تقلبی هستند. چه مشکلی در رابطه با عزت نفس باعث می شود فردی تصمیم بگیرد عکسهای رویایی از خود در شبکه های اجتماعی چاپ کند؟ میل به کامل بودن و خودبزرگ بینی است که افراد متزلزل را وا میدارد تا دنبال ایده آلهای کاذب بروند.

درون شما مهم تر از چیزی است که دیگران قضاوت می کنند.

شما نمی توانید خود را به طور کامل از جامعه تفکیک کنید اما می توانید اطمینان حاصل کنید که شما را تبدیل به انسان دیگری نمی کند یعنی انسانی که نیستید. تنها کاری که لازم است انجام دهید این است که به صدای درونی خودتان گوش کنید. منِ درونی شما حاضر است و به شدت در تلاش است تا از طریق تردیدهای مبهم و احساسات غیرقابل توضیح با شما ارتباط برقرار کند. معمولا وقتی مسیر غلطی را در زندگی دنبال می کنیم، احساس کسلی و غمگینی می کنیم. به خاطر داشته باشید که بسیاری از چیزهایی که جامعه از شما می خواهد دنبال کنید بزرگنمایی شده و باعث ایجاد حس شادی و رضایت مندی واقعی در شما نخواهد شد.

بسیاری انسان ها بوده اند که تا سنین میان سالی حتی موفق نشده اند که درون خود را کشف کنند و بدانند که واقعا به چه شغلی علاقه دارند خوب دلیل این مشکل چیست؟ دلیل این مشکل دقیقا همین تاثیر پذیری از جامعه است که به فرد حتی اجازه ی فکر کردن در مورد خودش را هم نمی دهد و باعث می شود که شما تنها در پی به دست آوردن ارزش های خیالی که جامعه به شما تزریق کرده است باشید و متاسفانه این کار را در حالی انجام می دهید که خودتان برای خودتان مهم نیستید و حتی به این فکر نکرده اید که از زندگی چه چیزی می خواهید. من به شما پیشنهاد می کنم که اگر در این وضعیت قرار دارید به سرعت خودتان را اصلاح کنید. اگر می پرسید چگونه باید بگویم که از کتاب خواندن شروع بکنید و برای مدتی در تنهایی خودتان فرو بروید و با خودتان خلوت کنید تا بهتر خودتان را بشناسید در حقیقت تا زمانی که بر روی خودتان مسلط شوید و آگاه باشید که قرار نیست از دیگران تاثیر بگیرید باید تنهایی را تجربه کنید.

با تشکر از شما دوستان عزیز که با ما همراه بودید امیدواریم که این مقاله نیز برای شما مفید بوده باشد در صورت تمایل این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.