آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده است که گوش دادن به یک آهنگ شاد شما را خوشحال بکند؟ یا برعکس در یک روز آفتابی بسیار دلپذیر در حالی که شما بسیار شاد و سرزنده هستید گوش دادن به یک آهنگ غمگین شما را ناراحت بکند؟ تا به حال از خودتان پرسیده اید که مکانیزم مغز انسان در تقابل با موسیقی چگونه عمل می کند؟ آری موسیقی یک معجزه است و ما در این مقاله قصد داریم تا به شما نان بدهیم که مغز انسان چگونه از موسیقی تاثیر می پذیرد پس با ما همراه باشید.

اشخاص بسیار زیادی دوستدار این هنر هستند و از آن در شرایط گوناگون استفاده می ‌کنند، اما احتمالا اکثر ما نمی دانیم که موسیقی چه تاثیری بر مغز و بدن ‌مان می‌ گذارد. با توجه به اینکه موسیقی بخش قابل توجهی از زندگی تعداد زیادی از ما را تشکیل می‌ دهد، جالب است که با تاثیراتی که بر ذهن‌ مان می‌گذارد و واکنش‌ های ناخودآگاه‌ مان به آن، آشنا شویم. به قول فردریش نیچه: زندگی بدون موسیقی اشتباه است.برای مثال یک بار به موسیقی که در وسط فیلم های هالیوودی پخش می شود دقت کنید و تصور کنید که همان سکانس را بدون موسیقی تماشا کنید در این صورت خواهید دید که اثر گذاری آن صحنه از فیلم به شدت کم تر خواهد شد.

هنگامی که می ‌گوییم یک قطعه‌ آهنگ بسیار شاد یا غمگین است، فقط به این دلیل نیست که موسیقی، احساس خاصی در ما به وجود می ‌آورد. بلکه مغز ما به شکل متفاوتی به موزیک شاد و غمگین واکنش نشان می‌دهد.

حتی قطعات کوتاهی از موسیقی شاد یا غمگین می‌تواند بر ما تاثیرگذار باشد. یک مطالعه نشان داد که پس از شنیدن قطعه ‌ای کوتاه از موسیقی، شرکت‌ کنندگان تمایل داشتند که یک تصویر از چهر‌ه‌ای خنثی را طبق لحن موسیقی ‌ای که شنیده بودند، به عنوان شاد یا غمگین تفسیر کنند. این اتفاق برای سایر حالت‌های صورت نیز رخ داد، اما برجسته ‌ترین آن، برای حالات نزدیک به خنثی بود.

نکته ‌ی جالب دیگر در رابطه با اینکه چگونه احساسات ما تحت تاثیر موسیقی قرار می ‌گیرند، این است که دو نوع احساس در رابطه با موسیقی وجود دارد: احساسات درک شده و احساسات حس شده. به این معنی که گاهی ما احساسات قطعه ‌ای موسیقی را بدون اینکه واقعا آن را حس کنیم، می ‌فهمیم که دلالتی بر این است که چرا برخی از ما گوش دادن به یک موسیقی غمگین را لذت ‌بخش و نه افسرده ‌کننده می ‌دانیم.

برخلاف موقعیت‌ های واقعی زندگی، در زمان گوش دادن به موسیقی هیچ تهدید یا خطری واقعی را حس نمی ‌کنیم، بنابراین می ‌توانیم احساسات مرتبط را بدون اینکه واقعا حس‌ شان کنیم، درک کنیم.

موسیقی خلاقیت را زیادی کند

همه‌ی ما دوست داریم در زمان انجام کارهای روزمره، صدای موسیقی را زیاد کنیم. اما وقتی در حال انجام کار خلاقانه باشید، شاید موسیقی با صدای بلند بهترین انتخاب نباشد. به نظر می‌رسد یک صدای پس‌زمینه (صدایی در سطح متوسط) تاثیری عالی بر روی خلاقیت دارد. این نوع صدا ظاهرا حتی بیش از صداهای بسیار کم باعث شکوفایی خلاقیت می‌شود و برخلاف صدای بلند، حواس ما را پرت نمی ‌کند.

صدای پس‌زمینه مغز را بیشتر درگیر می‌کند و باعث می‌شود عملیات پردازش در سطح بالاتری انجام شود و همین مسئله، منجر به خلاقیت بیشتر می‌شود. با این حال، صدای بلند تفکر خلاق ما را مختل می‌کند، چون این صدا بر ما غلبه می‌کند و ما برای پردازش مؤثر اطلاعات، باید بیشتر تقلا کنیم. این موضوع بسیار شبیه به اثرات دما و روشنایی بر کارایی ما است، همان‌طور که یک مکان نسبتا شلوغ نیز تا حدی برای شکوفایی خلاقیت مفید است.

شخصیت شناسی بر اساس سلیقه ی موسیقیایی

این اطلاعات جالب است اما تا به حال فقط بر روی افراد جوان امتحان شده است. در یک مطالعه‌ بر روی زوجینی که زمانی را صرف شناخت یکدیگر کرده بودند، با نگاه کردن به ۱۰ آهنگ برتر مورد علاقه‌شان، پیش‌بینی‌هایی نسبتا موثق در مورد ویژگی‌های شخصیتی فرد مورد نظر به دست آمد. این مطالعه از ۵ ویژگی شخصیتی برای آزمون استفاده کرده بود: تمایل به تجربه‌های جدید، برون‌گرایی، سازگاری، وظیفه‌شناسی و ثبات احساسی. جالب بود که برخی از این ویژگی‌ها براساس سلیقه‌ی موسیقی فرد، نسبت به بقیه‌ی ویژگی‌ها، درست‌تر پیش‌بینی شدند. برای مثال، تمایل به تجربه‌های جدید، برون‌گرایی و ثبات احساسی، ساده‌ترین ویژگی‌هایی بودند که می‌شد آنها را به درستی حدس زد. در مقابل، وظیفه‌شناسی براساس سلیقه‌ی موسیقی قابل پیش‌بینی نبود.

موسیقی در هنگام رانندگی می تواند حواس شما را چرت کند

یک مطالعه‌ ی دیگر بر روی نوجوانان و جوانان انجام شد و به اینکه رانندگی آنها چطور تحت تاثیر موسیقی قرار می‌ گیرد، توجه کرد. رانندگان در زمان گوش دادن به موزیک مورد علاقه ‌شان، سکوت یا موسیقی «ایمنی» که توسط محققان انتخاب شده بود، مورد آزمایش قرار گرفتند. کاملا مشخص است که ترجیح افراد، موسیقی انتخابی خودشان بود، اما ثابت شد که این موسیقی باعث حواس‌پرتی بیشتر می ‌شود. رانندگان در زمان گوش دادن به موسیقی انتخابی خودشان، اشتباهات بیشتری داشتند و بی ‌احتیاط‌ تر رانندگی می‌ کردند. یک نتیجه‌ ی عجیب ‌تر اینکه ثابت شد موسیقی انتخابی توسط محققان، مفیدتر از سکوت و عدم پخش موسیقی است. به نظر می ‌رسد موسیقی نا آشنا یا غیرجذاب بهترین انتخاب برای رانندگی ایمن است.

آموختن موسیقی قدرت استدلال شما را افزایش می دهد

معمولا فرض می‌کنیم که یاد گرفتن یک ساز می‌تواند برای کودکان مفید باشد، اما در واقع یادگیری موسیقی مزایایی بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم دارد. یک مطالعه نشان داد که کودکانی که سه سال یا بیشتر به آموزش موسیقی مشغول بودند، در توانایی‌ تمایز شنیداری و مهارت‌های حرکتی بهتر از آنهایی که اصلا سازی بلند نبودند، عمل کردند. همچنین این کودکان در دایره‌ی لغات و مهارت‌های منطقی غیرکلامی بهتر عمل کردند که شامل فهم و تحلیل اطلاعات بصری مثل تشخیص روابط، تشابه‌ها و تفاوت‌های بین اشکال و الگوها می‌شود. همان‌طور که قابل تصور است، این دو ناحیه در ذهن کاملا از آموزش موسیقی دور هستند و بسیار عجیب است که می ‌بینیم چطور یادگیری یک ساز می‌تواند به کودکان کمک کند تا انواع مختلفی از مهارت‌های مهم خود را پرورش بدهند.

جالب است که تحقیق مشابهی نشان داد، این ارتباط برای ورزش و مهارت‌های حرکتی نیز وجود دارد.

موسیقی کلاسیک توجه بصری را افزایش می دهد

فقط کودکان نیستند که می‌توانند از آموزش موسیقی یا قرار گرفتن در معرض آن، منفعت ببرند. در یک مطالعه‌ی کوچک، بیمارانی که سکته کرده‌ بودند، در حال شنیدن موسیقی کلاسیک، توجه بصری بهتری از خود نشان دادند. همین آزمایش با صدای سفید (صدایی كه از تركيب شدن صداهایی با فركانس‌های متفاوت ايجاد می‌شود) و سکوت نیز تکرار شد. مانند مطالعه‌ی رانندگی که کمی قبل‌تر به آن اشاره کردیم، سکوت بدترین نتایج را به همراه داشت. البته این مطالعه محدود بود و نتایج آن با تکرار این تحقیقات و انجام پژوهش‌های بیشتر، اعتبار بیشتری خواهد یافت، اما به هر حال جالب است که موسیقی و صدا چطور می‌تواند بر حس‌ها و توانایی‌های ما مثل دیدمان اثر بگذارد.

یک نکته ی جالب

یک مطالعه‌ی دیگر به جای موسیقی بر صدا تمرکز کرد و نشان داد که در زمان حواس‌پرتی ناشی از شنیدن مکالمات دیگران، تماس‌های تلفنی که ما فقط صدای یک طرف را در آنها می‌شنویم، باعث حواس‌پرتی بیشتری می‌شوند. پس از اینکه یک تحقیق نشان داد که بیش از ۸۲٪ افراد، شنیدن مکالمات تلفنی دیگران را آزاردهنده توصیف کردند، ورونیکا گالوان که روانشناس شناختی در دانشگاه سن دیگو است، تصمیم گرفت مطالعه کند که چرا افراد این چنین حس بدی به شنیدن مکالمات دیگران دارند.

در این مطالعه، شرکت‌کنندگان یک پازل کلمات را تکمیل می‌کردند، در حالی که نیمی از آنها صدای یکی از طرفین مکالمه را می‌شنیدند، نیم دیگر داوطلبان مکالمه‌ی کامل دو نفر که در اتاق بودند را گوش می‌دادند.

آنهایی که فقط صدای یکی از طرفین را گوش داده بودند بیشتر از آنهایی که کل مکالمه‌ی دو نفر را می‌شنیدند، دچار حواس‌پرتی شده بودند. این افراد مقدار بیشتری از مکالمه را نیز به یاد می‌آوردند که نشان می‌داد توجه آنها بیشتر از آنهایی که صدای هر دو طرف را می‌شنیدند، به مکالمه جلب شده است.

ظاهرا پیش‌بینی‌پذیر نبودن مکالمه‌ی یک طرفه دلیل این است که توجه ما بیشتر به آن جلب می‌شود. در حالی که شنیدن هر دو طرف مکالمه برای ما زمینه‌ای‌ فراهم می‌کند که راحت‌تر می‌توانیم آن را نادیده بگیریم.

همان‌طور که قبلا هم گفتیم، به دلایل مختلفی اغلب اوقات حواس‌پرتی چیز بدی نیست.

تاثیر موسیقی بر ورزش

اگر دوباره به موسیقی برگردیم، می‌بینیم که سکوت نه تنها به ما کمک نمی‌کند که خلاق‌تر یا راننده‌ی بهتری باشیم، حتی در زمان ورزش نیز کمک‌کننده نیست. سالیان درازی است که تحقیقات بر روی اثر موسیقی در حین ورزش انجام می‌شود. در سال ۱۹۱۱، محقق آمریکایی لئونارد آیرز (Leonard Ayres) دریافت که دوچرخه‌سواران در زمان گوش دادن به موسیقی، تندتر رکاب می‌زنند.

این اتفاق به این دلیل می ‌افتد که گوش دادن به موسیقی باعث می ‌شود توجه مغز ما به خستگی کم شود. وقتی بدن ‌مان می‌فهمد که خسته شده‌ایم و می‌خواهد ورزش متوقف شود، سیگنال‌هایی به مغز می‌فرستد تا برای یک استراحت توقف کند. گوش دادن به موسیقی برای جلب توجه مغز رقابت می‌کند و می‌تواند به ما کمک کند تا بر سیگنال‌های خستگی غلبه کنیم که این کار بیشترین کارآیی را برای تمرین ورزشی آرام یا ملایم دارد. در حین تمرین شدید، موسیقی آن‌قدر قوی نیست که توجه مغز را از درد ورزش دور کند.

نه ‌تنها در زمان گوش دادن به موسیقی، درد ورزش را بیشتر تحمل کرده و سخت ‌تر ورزش می‌ کنیم، بلکه از انرژی ‌مان نیز به طور کار آمد تری استفاده می‌ کنیم. مطالعه‌ ای در سال ۲۰۱۲ نشان داد دوچرخه ‌سوارانی که به موسیقی گوش می‌دهند، ۷٪ اکسیژن کمتری نسبت به دوچرخه ‌سوارانی که در سکوت رکاب می ‌زنند، نیاز دارند.

چند تحقیق اخیر نشان داده‌اند که سقف اثر موسیقی حدود یکصد و چهل و پنج ضرب در دقیقه می باشد و تعداد بیشتر ضرب در دقیقه، باعث به وجود آمدن انگیزه‌ی بیشتری نخواهد شد. پس طبق این فرضیه، همان گونه که قبلا در رابطه با ارتباط تنگاتنگ بین ورزش و شادی بسیار گفته شده است و البته مقالات بسیار زیادی نیز در این رابطه وجود دارد، دور از انتظار نیست که بدانیم موسیقی در کنار ورزش، اثر خیلی زیادی در بهبود روحیه‌ ی انسان ها دارد.باید بدانیم که نه تنها روحیه را بهبود می بخشد بلکه خلق و خوی انسان را نیز بهتر می کند. بر اساس تحقیقات انجام شده در این زمینه یک استاد دانشگاه دو دسته از افراد را زیر نظر گرفت که دسته ی اول 2 ماه بدون ورزش و دسته ی دوم 2 ماه همراه با ورزش در کنار موسیقی قرار گرفتند و در آخر تست روانشناسی نشان داد که دسته ی دوم در حدود 60 درصد میزان استرس پایین تر و خلق و خوی بهتری داشتند.

در انتها امیدواریم که این مقاله برای شما همراهان گرامی مفید بوده باشد در صورت تمایل ابن مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذاریید.