خصوصیات اخلاقی که شما را محکوم به شکست خواهد کرد

در مورد رمز و راز ثروت ‌اندوزی و موفقیت بسیار گفته شده و نوشته شده است. در بازار کتاب‌ های متعدد و متنوعی وجود دارد که وعده می ‌دهند شما را در مدت ‌زمانی کوتاه ثروتمند خواهند کرد. این کتاب ‌ها دست ‌کم نویسنده ی خود را ثروتمند خواهند کرد و شاید بر زندگی عده ‌ای هم تاثیر مثبت بگذارند. حقیقت قضیه را اگر بخواهید من نمی ‌دانم چطور می ‌شود ثروتمند شد. باور کنید اگر رمز و راز ثروت را می‌ دانستم الان بجای نگارش این مقاله، در حال پارو کردن پول ‌های خودم بودم. در مقابل من می ‌توانم به شما خصوصیات اخلاقی را نشان بدهم که تضمینی باعث خواهد شد که شما در هر کاری شکست بخورید. تضمین می ‌کنم که این روش ‌ها جواب می ‌دهد و به ‌سادگی می ‌توانید با استفاده از آن‌ ها دست خود را تنگ کنید. البته هیچ قولی نمی دهم که دوری کردن از این موارد باعث ثروتمند شدن شما بشود. اما کم کم با کنار گذاشتن این عادت ‌ها می ‌توانید از فقر پیشگیری کنید. می ‌توانیم بگوییم ثروت مثل یک استخر می باشد. مقدار آب جمع شده در استخر هم به حجم آب ورودی و هم به مقدار آب خروجی وابسته است. قطعا مسدود کردن سوراخ‌ های استخر می ‌تواند به زود تر پر شدن آن کمک زیادی بکند.

گیر کردن در گذشته یا آینده

گذراندن اکثر وقت خود در زمان گذشته و تجدید کردن خاطره های قدیمی، ضربه های روحی، فرصت های از دست رفته و از این موارد، می تواند خیلی تخریب کننده باشد. گذراندن بیشتر زمانمان در زمان آینده و تصور و تجسم اتفاقاتی که ممکن است برای کارمان، روابطمان و سلامتمان بیفتد می تواند به سناریوهایی ترسناک تبدیل شود که مرتب در ذهنمان پخش می شود. توجه به خاطرات بد و دفترچه خاطراتش و زندگی نکردن در زمان حال باعث می شود تجربیات عالی زیادی را از دست بدهیم، و جلوی احساس شادی و خوشبختی ما را می گیرد.

چطور بر این عادت غلبه کنیم:

غیرممکن است که بتوانیم به گذشته و آینده اصلاً فکر نکنیم. و البته خیلی مهم است که برای آینده مان برنامه داشته باشیم و سعی کنیم از گذشته مان درس بگیریم. اما اگر بخواهیم خودمان را اسیر آنها کنیم، خوب نیست. بنابراین باید سعی کنیم بخش مهمی از زمان خود را صرف زندگی کردن در زمان حال کنیم. هر کاری که انجام می‌دهیم سعی کنیم تمام تمرکزمان را به آن معطوف کنیم، حتی در مورد نفس کشیدنمان.

آدم بد حسابی باشیم و قرض هایی که گرفته ایم را پس ندهیم

داشتن اعتبار و شهرت خوش ‌حسابی تاثیر بسزایی بر زندگی مالی شما دارد. مواردی پیش می ‌آید که شما نیاز دارید به ‌سرعت پولی قرض کنید. شاید یک موقعیت تجاری فوق ‌العاده یا هزینه ‌ای پیش‌ بینی‌ نشده که باید در اسرع وقت برای آن ‌ها پول تهیه کنید. اگر در بین دوستان و آشنایان خود به عنوان فردی بد حساب شهرت پیدا کنید، اعتبار خود را از دست خواهید داد. در این صورت مجبور می‌ شوید تمام بار مالی پیش‌ آمده در زندگی خود را به‌ تنهایی تحمل کنید. این شوک‌ ها، فشارها و بارها می‌ تواند شما را از پای در بیاورد و به شکست شغلی برساند.

شاید به عنوان تئوری یا روی کاغذ به نظر برسد قرض گرفتن و پس ندادن شغل پول سازی به حساب می آید. اما در واقع این روش اوضاع ما را به شدن بد خواهد کرد. شاید فکر کنیم که پس ندادن قرض به عزیزان و نزدیکانی مثل مادر، برادر یا همسر ایرادی نداشته و آن‌ ها می‌ توانند به‌ سادگی ما را ببخشند. اما این کار می ‌تواند تصویر ما را در چشم دوستان و آشنایان خراب کند. «کسی که قرض مادرش را پس نداده چطور قرار است پول ما را پس بدهد؟» به ‌خصوص اگر در زندگی خود کسی را دارید که در حال حاضر به‌ سادگی می ‌توانید از او پول قرض بگیرید، با خوش‌ حسابی تلاش کنید او را برای خود نگه دارید. بد نیست که قرض خود را زود تر از موقع و اندکی بیشتر از مبلغ اصلی پس بدهید. بگذارید دیگران تجربه ی خوبی از کمک به شما به یادگار داشته باشند.

به طور پی در پی در حال عوض کردن شغل خود باشیم

یک جمله ی بسیار معروفی از ادیسون وجود دارد که می ‌گوید «یک ‌درصد موفقیت به انگیزش و 99 درصد آن به عرق ‌ریختن بستگی دارد.» اگر کسی برای مدت 50 سال در صنعت «کود حیوانی» فعالیت کند، با کمی خوش‌ فکری و خلاقیت می‌ تواند کسب ‌و کار خود را گسترش دهد و به ثروت زیادی دست پیدا کند. این فرد بی شک سال‌ های سخت اولیه را پشت سر گذاشته و حالا به نقطه کنونی رسیده است. اگر تنها 5 سال به ‌عنوان روزنامه ‌نگار فعالیت کنیم و بعد چند سالی را به تحقیق بگذرانیم و بعد از آن مدتی رستوران‌ داری کنیم و در آخر به ساخت ‌و ساز روی بیاوریم، تنها سال‌ های سخت اولیه را خواهیم دید. مثل کسی که زحمت کاشت و نگه ‌داری از یک درخت را به خود می ‌دهد اما قبل از به بار نشستن درخت آن را قطع کرده و سعی در کاشتن درختی دیگر دارد.

به چند دلیل ما پی در پی از این شاخه به آن شاخه می رویم. اول آن که مشاغلی را می ‌پذیریم که به آن ها علاقه ای نداریم. کسی که بدون علاقه و تنها برای گذران زندگی به یک حرفه وارد شده باشد پس در اولین فرصت سعی می ‌کند به شغلی دیگر پناه ببرد. از طرف دیگر ما دوست داریم یک ‌شبه و در همان سال اول کاری خود راه صد ساله را رفته و به ثروت برسیم. در حالی که تمام کسب ‌و کارهای موفق مثل گوگل و فیس‌ بوک سال ‌هایی متمادی سخت و بدون وقفه تلاش کرده اند. از طرف دیگر شاید عدم توانایی ما در برقراری ارتباط موثر با همکاران، خیلی زود حال ما را بد کند و دوست داشته باشیم محیط را به‌ سرعت ترک کنیم. البته ایرادی ندارد که به دنبال ارتقای شغلی از یک شرکت به شرکت دیگر برویم. به‌ شرط این که در این شغل جدید بتوانیم از تجربه ‌های قبلی خود استفاده کنیم و «تازه کار» به ‌حساب نیاییم.

پولی که قرار است به حسابمان واریز بشود را از قبل خرج کنیم

چگونه می‌ شود پولی را خرج کنیم که هنوز نداریم؟ به‌ راحتی! فرض کنید کسی امروز با من تماس می ‌گیرد و می ‌گوید قصد دارد سفارشی یک‌ میلیون تومانی بدهد. من یک ‌میلیون تومان پس‌ انداز دارم. قبل از آن که این فرد سفارش خود را رسمی کند و پول بپردازد می ‌تواند به بازار بروم و پس ‌انداز خود را خرج کنم. با این استدلال که به ‌محض آن که پول گرفتم، آن را بجای پس ‌اندازم می‌ گذارم و آب از آب تکان نمی ‌خورد. در این وضعت برای خود یک «بدهی ذهنی» درست می ‌کنم که باید به خودم بپردازم. اما این بدهی‌ های ذهنی یکی از دلایل اصلی فقر و تنگدستی آدم ‌ها می باشد.

چه می ‌شود اگر فرد از سفارش خود منصرف شود؟ چه می ‌شود اگر برای یک موقعیت اضطراری مجبور شوم یک ‌میلیون تومان خرج کنم در حالی که هیچ پس ‌اندازی برای خود باقی نگذاشته‌ ام؟ چه می‌ شود اگر به نداشتن پس ‌انداز عادت کنم و وقتی پول به دستم رسید، آن را هم خرج کنم؟ حتی اگر فرد سفارش خود را قطعی کند، ممکن است چند ماه یا یک سال بعد پول را به من بدهد. من امروز یک‌ میلیون تومان خرج کرده ‌ام. به خاطر تورم پولی که یک سال بعد دریافت می ‌کنم کم‌ ارزش ‌تر از امروز است. مثلا اگر 870 هزار تومان خرج کنم و سال بعد یک ‌میلیون جای آن بگذارم، با تورم 15 درصدی پس ‌اندازم بدون تغییر می‌ ماند. اما با برداشت و واریز 1 میلیون تومان با فاصله یک سال، 130 هزار تومان از دست می ‌دهم. حالا چه می ‌شود اگر در خرج کردن 10 یا 100 میلیون تومان از پولم عجله کنم؟

گفتیم که از این شاخه به این شاخه پریدن می ‌تواند یکی از دلایل فقیر شدن ما باشد. اما نشستن بر روی یک شاخه هم ما را به ثروت نخواهد رساند. این که هر روز صبح سر یک کار ثابت حاضر شویم و حقوقی مشخص بگیریم، بدون آن که به ارتقای شغلی، افزایش مهارت‌ های حرفه ‌ای و توسعه کسب‌ و کار خود فکر کنیم ما را به ثروت نمی‌ رساند. با داشتن فقط یک شغل بدون هیچ برنامه‌ ای برای ارتقا، در بهترین حالت می‌ توانیم از پس مخارج یومیه بر بیاییم. دیر یا زود باید رویاهای خود را فراموش کنیم و سعی کنیم بجای رولز رویس، از اتوبوسی که هر روز سوار می ‌شویم لذت ببریم.

از طرف دیگر داشتن تنها یک تخصص، در یک موقعیت شغلی خاص قدرت چانه ‌زنی ما را برای افزایش دستمزد از بین می ‌برد. چرا که صاحب‌ کار می‌ داند اگر از این موقعیت شغلی خارج شویم، هیچ جای دیگری برای ما تقاضا وجود ندارد. در مقابل فردی با توانایی‌ های متنوع، روابط حرفه ‌ای مناسب و هوش بالا کارمندی نیست که محکوم باشد که در یک شغل بماند. برای همین او می ‌تواند به‌ سادگی از رئیس خود امتیازهایی بیشتر طلب کند. بین دو فارغ ‌التحصیل اقتصاد، آن که می‌ تواند ساز بنوازد شانس بیشتری برای موفقیت خواهد داشت. اگر او هنری جدید یاد بگیرید، باز هم شانس خود را چند برابر خواهد کرد.

فقط و فقط پس انداز کنیم و هیچ پولی خرج نکنیم

فرض کنید یک کارمند ماهی 2 میلیون حقوق می‌گیرد. 1 میلیون تومان را برای مخارج ضروری کنار می‌گذارد و با صرفه ‌جویی فروان تمام پول باقی‌ مانده را پس‌ انداز می ‌کند. او به مهمانی نمی ‌رود. لباس نو نمی ‌خرد. هرگز دوستانش را به غذا یا نوشیدنی دعوت نمی ‌کند. سعی می‌ کند تاجای ممکن از مراجعه به آرایشگاه پرهیز کند و به هر ترتیب پول روی پول بگذارد. چرا این فرد وضع مالی بدی پیدا خواهد کرد؟ او هرگز فرصت نمی‌ کند که با آدم ‌های جدید آشنا شود. موقعیت ‌های شغلی پیش روی او محدود خواهند بود. به خاطر ظاهر نامناسب نمی ‌تواند در مصاحبه ‌های شغلی موفق عمل کند. چون با دوستانش مهربان نیست و همیشه سعی می ‌کند بجای «بخشیدن» فقط «بگیرد»، آن‌ ها دوست ندارند با او همکار شوند. دوستانش می ‌دانند دیدن او یعنی هزینه‌ های بدون بازگشت. به بیان ساده، خسیس بودن بیشتر از ولخرجی می‌ تواند باعث تنگدستی شود.

اگر موارد بالا را رعایت کنید فقیر نمی شوید در صورت امکان این مقاله را با دیگران به اشتراک بگذارید.