اگر سی روز اعتراض نکنیم

سلام عرض می کنم خدمت همراهان عزیز امروز قصد داریم تا با یکی از بزرگترین مشکلات بشر در جامعه روبرو شویم و تا حد زیادی آن را برای شما بشکافیم و تحلیل کنیم. خیلی از ما عادت داریم صبح که از خواب بیدار می شویم و به مقصد کار از خانه خارج می شویم مدام از عالم و آدم شکایت کنیم و به هر نحوی که شده اعتراض خود را نسبت به شرایط موجود اعلام کنیم. آیا این کار کمکی به ما خواهد کرد؟ آیا در نهایت این شکایات ما باعث خواهد شد که شرایط بهتر بشود؟ جواب هر دو سوال خیر است. دوستان عزیز این کار کاملا به ضرر خود شماست چراکه موقعیت اجتماعی شما را تخریب می کند و به روابط اجتماعی شما با افراد دیگر ضربه ی بزرگی خواهد زد. برای مثال تصور کنید در صف صندوق یک فروشگاه بزرگ ایستاده اید و مدام از کند بودن کارمند فروشگاه شکایت می کنید و در نهایت با دعوا و ناراحتی محل را ترک می کنید خوب آیا این کار شما باعث می شود که آن کارمند متحول شده و از این پس با سرعت بیشتری کار مردم را راه بیاندازد؟ خیر بلکه کار عاقلانه این است که شما مشکل را به مدیر فروشگاه گزارش کنید که در این صورت نه اعصاب خودتان را خورد کرده اید و نه درگیری بین شما رخ می دهد. ادامه این مقاله بر گرفته از سخنان مارک تواین می باشد که به طور کامل این قضیه را تحلیل و بررسی کرده و در نهایت مثال هایی از شخصیت های مختلفی برای شما آورده ایم که اگر خودتان را شبیه به هر کدام از این شخصیت ها می بینید بدانید که باید تغییری در خود شکل بدهید تا راحت تر زندگی کنید. لطفا تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.

مارک تواین گفته زیبایی دارد: ” عادت همان عادت است و نمی توان به صورت یک شبه آن را کنار گذاشت، بلکه باید به مرور آنها را فراموش کرد.” من هم این گفته ها را سر لوحه خود قرار دادم و توانستم ۱۲ عادت نادرست خود را از قبیل مصرف شکلات، خرید بیش از حد و استفاده مداوم از تلفن همراه را کنار بگذارم. با اقداماتی که صورت گرفت، توانستم در ماه و به مدت یک سال این ۱۲ مورد را کنار بگذارم. و در همین راستا و با توجه به تجربیاتی که کسب کردم، کتابی را نیز به رشته تحریر در آوردم.

طبق برنامه ریزی هایی که کرده بودم، هر ماه یکی از علایقم را کنار گذاشتم و متأسفانه از شرایط موجود همیشه شاکی بودم. ولی پس از آن به این نتیجه رسیدم که زمان توقف چنین شکایاتی و ایجاد تعادل در زندگی فرا رسیده است و به همین دلیل چالشی جدید برای یک ماه دیگر فرا رسید. قصد داشتم تا به مدت یک ماه هیچ نوع شکایتی را بیان نکنم. و یا حداقل حداکثر تلاش خود را در این راه انجام دهم.

در انتهای روز اول گفته تواین باعث ایجاد شک و تردید در من شد و می خواستم بر خلاف گفته او عمل کنم. ولی از درون چیزی به من می گفت که حق با تواین است. کنار گذاشتن عادات نامناسب نیاز به تمرین و پیشرفت مرحله به مرحله دارد. می توان این روند را با آماده شدن یک پیانیست برای اجرا مقایسه کرد. این روند همانند گفته معلم موسیقی من در دوران دبیرستان است: به گفته او تمرین باعث عالی شدن نمی شود، بلکه در وجود شما موضوعی را تثبیت می کند که آن را از اوایل فرا گرفته اید.

با در نظر گرفتن این شرایط به این نتیجه رسیدم که شکایت در وجود من نهادینه شده است. می توانستم این شرایط را در زمانی که فرزندان من در شروع فصل پاییز به مدرسه باز گشتند بهتر درک کردم. همانطور که شما نیز ممکن است تجربه کرده باشید، شکایت های اول صبح روندی معمول در تمامی منازل در میان دانش آموزان و والدین هست. در روز اول با مشکلات زیادی با شیوه نادرست مصرف صبحانه و تعویض لباس در فرزندان خود مواجه شدم. این شرایط در حالی پیش آمد که در روز قبل از آن خود را در برخورد با چنین شرایطی به طور کامل آماده کرده بودم. ولی به هر صورت لوازم مورد نیاز به همراه نهارشان را در کیف مخصوص قرار دادم و آنها را روانه مدرسه کردم.

انتظار همه چیز را داشتم به جز رانندگی و رساندن فرزندان به مدرسه که یکی از وظایف والدین در قبال فرزندانشان است. قبل از اینکه بگویم امیدوارم که تعطیلات خوبی را سپری کرده باشید، رشته ای از ترس و عدم امنیت تمام وجود من را فرا گرفت. به هیچ وجه گمان نمی کردم که چنین گفته ساده ای بتوانند چنین ترسی را در من بوجود آورد.

همه والدین به خوبی می دانند که شکایات از اول صبح آغاز می شوند. چنین حالتی برای من وقتی برای دوش گرفتن وارد حمام شدم و بچه ها مشغول بازی با پرده های اتاق بودند بوجود آمد. اگر از بیرون به این قضیه نگاه کنید، ممکن است بازی کودکان و اطفال ۵ تا ۷ ساله جالب و بدون مشکل به نظر برسد. ولی در حقیقت این کودکان آنقدر کلافه ام کردند که التماسشان کردم تا حداقل ۵ دقیقه آرام بگیرند.

در طول این ماه به خوبی متوجه شدم که گوشی های هوشمند و همچنین کامپیوتر ها می توانند به عنوان عواملی برای بروز شکایات به حساب آیند. با دریافت پیامک و یا دریافت تماس این ابزار ها به سادگی می توانند باعث بروز مشکلاتی شوند. به عنوان مثال، یکی از دوستان من خبر عدم حضور به موقع سیم کش در محل مورد نظر را به من داد که باعث عصبانیت شدید و انتقاد از سوی من شد. ممکن است عضویت در بعضی از شبکه های اجتماعی که در آنها بحث هایی پیرامون مذهب و یا برنامه های داغ تلویزیونی وجود دارند هم باعث وخیم تر شدن شرایط شوند. این روز ها همه افراد می توانند به راحتی نظریات خود را با سایرین به اشتراک گذارند. ممکن است گروهی برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی، زندگی قبل از پدیدار شدن فیسبوک را ترجیح دهند. و گروهی دیگر هم چنین مسیری را طبیعی می دانند و آن را مورد پذیرش قرار می دهند.

وقتی قفسه های خالی موجود در کابینت خود را دیدم، از پشت کامپیوتر بلند و به نانوایی و سوپر مارکت محله برای خرید رفتم. ولی با صف طولانی مردم در آنجا مواجه شدم. قبل از اینکه در این مورد چیزی بگویم، شروع به انتقاد از مقدار زیاد شکر در نان ها کردم. یکی از افرادی که در این زمینه از من حمایت کرد و گفت: ” این روزها همه چیز پر از شکر است.” و زمینه انتقاد های بعدی و درنتیجه گفتگو های بعد را فراهم کرد.

به محض اینکه شروع به انتقاد کردم، سایر موارد از قبیل پسورد های فراموش شده، تکالیف جا به جا شده، جوراب های لنگه به لنگه و سایر موارد مشابه در ذهن من پدیدار شدند.

تلاش های زیادی برای مهار این مشکل در طول این سی روز انجام دادم و در انتها به این نتیجه رسیدم که اگر شروع به انتقاد در مورد موضوعی نکنم، مجبور نیستم که به آن پایان دهم. اگر سعی کنم که در کوتاه ترین زمان ممکن کارهای خود را به پایان برسانم، دیگر زمانی برای انتقاد باقی نمی ماند.

اکنون توانستم راهی پیدا کنم که از شدت نیاز کاسته شود: شکایت های خود را با روشی درمانی جایگزین و برای همین از موسیقی معابد بودایی برای آرامش استفاده کردم. خب حدس می زنید که نتیجه چه شد؟ توانستم روز بهتری داشته باشم. در آن روز با اشتیاق فرزندانم را راهی مدرسه کردم و همانند فردی معمولی سعی کردم تا از موقعیت های مختلف حداکثر استفاده را ببرم. در مراسم جشن تولد شرکت کردم، برای تماشای مسابقات فوتبال به استادیوم رفتم و همانند سایر افراد بدون هیچ شکایتی خوشحالی کردم. موسیقی ملایم پخش شده بسیار آرامش بخش بود و به من فهماند که بودا، کریشنا و یا گاندی هیچ کدام از این شخصیت ها زمانی که در ترافیک گیر کنند، داد و فریاد نمی زنند. به همین دلیل من هم سعی کردم تا همانند این افراد روزگار خود را با آرامش سپری کنم.

دستیابی به چنین وضعیتی توانست زندگی من را دگرگون کند. و به همین ترتیب این ماه بدون شکایت توانست امتیازی برای من و خانواده ام داشته باشد: شما هم می توانید در یک ماه باعث خوشحالی اعضای خانواده خود شوید.

شما در کدام دسته از شاکیان قرار دارید؟

همه می دانیم که گروهی از شکایت ها تا حدودی اجتناب ناپذیر هستند. ولی وقتی که این شکایت ها به صورت عادت در آمد، می تواند باعث بروز تأثیرات منفی در حالات و رفتار انسان شود. همانطوری که لائو گفت: ” مسافرت ۱۵۰۰ کیلومتری با قدم اول آغاز می شود.” به همین دلیل اولین قدم شما می تواند نشان دهنده شخصت و گروه مخصوص شما نیز باشد.

گروه استیو برتر

استیو در حالی که در صف ایستاده است، پیوسته از عملکرد صندوق دار در زیر لب انتقاد می کند و فکر می کند که او نمی تواند به اندازه کافی سریع و بدون مشکل فعالیت کند. استیو گمان می کند که کنترل اوضاع را در دست گرفته است ولی در حقیقت تا زمانی که او چنین عملکردی را به مدیر فروشگاه گزارش نکند، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.

گروه دونا داونر

دونا هم مانند بسیاری از افراد دیگر گفتگوی خود را از طریق انتقاد با سایر افراد آغاز می کند. انتقاد از سایرین باعث بوجود آمدن موضوعی مشترک برای گفتگو در بین آنها می شود و در نهایت منجر به ارتباط بیشتر این افراد می شود. ولی وقتی که افراد موجود در این گروه تاکید فراوانی بر روی چنین موضوعاتی می کنند، این موضوع باعث می شود تا نوعی نارضایتی اجتماعی در بین افراد بوجود آید.

گروه ونتینگ ورونیکا

افراد موجود در این گروه کسانی هستند که صبح روز شنبه شروع به انتقاد از همه عالم و آدم از قبیل برنامه های تلویزیونی، فعالیت های مرتبط با خانه داری و ….. می کنند. این افراد منفی نگر در گروهی جای دارند که بی صبرانه منتظر خالی کردن تمامی مشکلات خود بر روی شما هستند. گفتگو ها با این افراد هیچ نتیجه ای در بر نخواهد داشت و تنها مشکلات موجود را تا حدودی دشوار تر می کند.

بابی بلامر

بابی خود را در گروه افراد بیگناه به حساب می آورد که هیچگاه از سایرین انتقاد نمی کند. او سعی می کند به هر نحوی که شده اشتباهات و نقص های موجود در کار خود را بر عهده سایر افراد بیاندازد. به گمان خود بابی، او در هیچ کاری مقصر نیست.

در صورتی که شخصیت شما با هر یک از این موارد مطابقت دارد، قبل از انجام هم عملی اندکی صبر کنید. سپس سعی کنید تا کلمات خود را تغییر دهید و یا افکار خود را برای شخص خود نگه دارید. مسئولیت کارهای خود را بپذیرید و از تبدیل شدن به نقطه ای منفی در میان سایرین پرهیز کنید. به این ترتیب سایر افراد می توانند از انرژی مثبت تولیدشده توسط شما استفاده کنند و این کار باعث بهبود رابطه شما خواهد شد.

باتشکر از شما دوستان عزیز امیدواریم که این مقاله راهکار های مفیدی به شما داده باشد در صورت تمایل لطفا این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.